در موقع نماز فجر براى كشتن اصحاب رسول از كوه تنعيم هبوط نمودند و رسول اللَّه آنها را گرفت پس از آن آنان را رها گردانيد . ( انس ) 3 - بقول ديگر موقعى كه حضرت صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم زير درختى نشسته بود و حضرت امير عليه السّلام به نوشتن صلح نامه مشغول بود سى نفر جوان مسلّح براى نزاع حاضر گرديدند بدعاى پيمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم چشم آنان نابينا گرديد مسلمانها آنها را گرفتند حضرت آنها را رها نمود . ( عبد اللَّه مغفل ) ( پايان )
( وَ هُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ )
و او در ( و هو ) عطف به آيه بالا است يعنى خدا آن كسى است كه در دل كفار ترس انداخت كه دست آنها از ضرر رسانيدن بشما بسته گردد
( وَ أَيْدِيَكُمْ عَنْهُمْ )
و دست شما را بنهى از كشتن آنها باز داشت
( بِبَطْنِ مَكَّةَ )
يعنى بعد از آنكه در حديبيه شما را بر آنان غالب گردانيد تا آنكه بعد از صلح جنگ و خونريزى واقع نگردد زيرا كه خدا بر آنچه ميكنيد بينا و آگاه خواهد بود .
هُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ الْهَدْيَ مَعْكُوفاً أَنْ يَبْلُغَ مَحِلَّهُ وَ لَوْ لا رِجالٌ مُؤْمِنُونَ وَ نِساءٌ مُؤْمِناتٌ لَمْ تَعْلَمُوهُمْ أَنْ تَطَؤُهُمْ فَتُصِيبَكُمْ مِنْهُمْ مَعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ
آيه در مقام امتنان و لطفى است كه نسبت بمؤمنين دارد كه جنگ و خونريزى را براى حفظ مؤمنين از اهل مكه برداشتيم اين است كه فرموده با اينكه كفار مكه آنهايى كه نگذاردند شما مؤمنين وارد مسجد الحرام گرديد و هفتاد شترى كه پيمبر اسلام صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم براى قربانى همراه آورده بود برگردانيدند و نگذاردند به محل قربانى آن در مكه قربانى شوند حكم جنگ را برداشتيم زيرا اگر نبود براى اينكه مردان مؤمن و زنان مؤمنه در مكه بودند و از ترس كفار ايمان خود را مخفى ميداشتند و چون شما نميدانستيد اگر جنگ و جهاد با كفار مكّه مينموديد آن مؤمنين پايمال ميگرديدند و كشته ميشدند و شما نميدانستيد و بعد متأسف و غمگين ميگرديديد اين بود كه خداوند مؤمنين مكّه را از كشته شدن