زيارت كعبه آمدهايم پس از آن حضرت بهمراهانش فرمود برويد آنان رفتند تا بعسفان رسيدند بشر بن سفيان از مكه آمد نزد حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم و گفت يا رسول اللَّه قريش بيك بار براى دشمنى با تو متفق گرديدهاند و نخواهند گذاشت كه تو بمكّه روى اينك خالد بن وليد با جمعى بسيار سر لشگر آنان است و بقلعه عميم فرود آمدهاند حضرت فرمود آنها را بر من تسلى نيست اگر آنان با من سر جنگ دارند با آنها جهاد كنم و بتوفيق ربانى و تأييد الهى همه را مقهور و مغلوب گردانم .
پس از آن فرمود از شما كى است كه ما را براهى برد كه در گذرگاه آنان است مردى اسلمى گفت من شما را از راه سختى ميبرم و به آنها ميرسانم پس بامر حضرت روانه شدند پس از آنكه از آن راه دشوار گذشتند به زمين هموار رسيدند فرمود بگوئيد ( استغفر اللَّه و نتوب اليه ) همه گفتند فرمود اين خطبهايست كه بنى اسرائيل به آن مأمور شدند و قبول نكردند .
وقتى بطليعه لشگر رسيدند فرمود به راه دست راست رويد رفتند تا بثنية المردان رسيدند كه محل فرودگاه حديبيه است در آنجا شتر حضرت بىجهت خوابيد اصحاب گفتند اين ناقه حرونست كه بىجهت خوابيد فرمود نه مثل پيشرو فيل در اصحاب فيل ماند .
و شتر را بلند كردند و برگشتند و به بالاى حديبيه بر سر چاهى كه اندك آبى داشت فرود آمدند و بدعاى آن حضرت آب چاه زياد شد پس از آن بديل ابن ورقاء خزاعى با جماعتى از بنى خزاعه رسيدند و گفتند كعب بن لوىّ و عامر بن لوىّ با جماعتى جمع شدهاند كه نگذارند به مسجد الحرام رويد فرمود من براى جنگ با احدى نيامدهام بلكه قصد زيارت خانه خدا را دارم اگر قبول اسلام نمودند ( فهو المراد ) و اگر نه به منزل خود قرار گيرند و اگر سر جنگ دارند به حق آن كسى كه جان من در قبضه اقتدار او است با آنها جهاد كنم تا وقتى كه بر آنان ظفر يابم يا آنچه امر الهى باشد بر من وارد گردد .
بديل گفت من بروم و مضمون اين كلام را به آنها برسانم و به بينم چه ميگويند
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 222
مساهمون: سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
ص٢٢٢