نگاه داشت جواب ( لو ) در آيه محذوف است يعنى اگر براى حفظ جان مؤمنين مكه نبود امر بجهاد با اهل مكه مينموديم و بر آنها ظفر مينمودى . لِيُدْخِلَ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذاباً أَلِيماً ( لِيُدْخِلَ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ ) راجع به آيه بالا ( كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ ) مىباشد يعنى دست شما را از كفار بازداشت تا داخل كند از مؤمنين در رحمت خود هر كس را كه بخواهد و اگر مؤمنين اهل مكه از كفار جدا بودند ما كفار را به عذاب سخت بقتل و غارت و اسارت گرفتار ميكرديم . از اين آيه ميتوان استفاده نمود كه خداوند از روى رحمت و شفقتى كه بمؤمنين دارد هر كجا و در هر زمان كه عدهاى از مؤمنين موجود باشند براى حفظ آنها عذاب و عقوبات عمومى دنيوى را از كسانى كه مستوجب آن ميباشند رفع مينمايد خواه قتل و غارت باشد يا آفات ديگر از آفات ارضى و سمائى كه عموميت داشته باشد و شامل آن عده مؤمنين نيز بشود . اينك مختصرى راجع به صلح حديبيه آن طورى كه تذكره نويسان و راويان اخبار نقل ميكنند در اينجا بيان مينمائيم : گويند وقتى محمد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم از مدينه با هفتصد نفر از اصحاب روى به مكه نهاد وقتى بذى الحليفه رسيد احرام بست و هفتاد شتر براى قربانى مهيّا نمود از آنجا از بنى خزاعه جاسوسى به مكه فرستاد و در حينى كه رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم با اصحاب بغدير اشطاط كه نزديك عسفانست رسيد آن جاسوس از مكه برگشت و گفت رؤساى قريش چون كعب بن لوى و عامر بن لوى و غيره قشون جمع نموده كه با شما جنگ كنند يا از زيارت كعبه و ورود به مكه جلوگيرى نمايند محمّد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم بطور مشورت با همراهانش فرمود رأى و عقيده شما در اينجا چيست برويم و با آنان جنگ كنيم يا آنكه اگر آنها با ما سر جنگ دارند با آنها بجنگيم . ابو بكر گفت همان شقّ دوم بهتر است زيرا كه ما براى جهاد نيامدهايم براى
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 221
مساهمون: سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
ص٢٢١