خدا بر اثبات نبوت تو كافى است ( 29 )
محمد رسول خدا است و مؤمنين و كسانى كه با او ميباشند بر كفار سخت و شديدند و بر مؤمنين بين خودشان رحيم دلانند اى محمد تو مىبينى آنان را كه ركوع كنندهگان و سجده كنندهگانند و فضل و بخشش و خشنودى خدا را مىطلبند در روى آنها نشانههايى از اثر سجودشان هويدا است و در وصف آنها در تورية و انجيل مثل زده شده كه مثال آنان مثل زرع ( و دانه ايست كه شاخههاى نو رسته آن از زمين بيرون آيد و پس از آنكه محكم گرديد سبز شود و راست گردد و بر پاى خود بايستد بطورى كه زارعين را بتعجب درآورد تا اينكه كفار را ( از روى حسد و كينه ) بخشم آرد و خداوند به كسانى كه ايمان آورده و عمل صالح نمودهاند وعده داده كه گناهان آنها را بيامرزد و اجر بزرگ به آنان عطا نمايد ( 30 ) .
توضيح آيات
وَ هُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ عَنْهُمْ بِبَطْنِ مَكَّةَ مِنْ بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ وَ كانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيراً
( سخنان مفسرين در شأن نزول آيه ) ( مأخوذ از مجمع البيان )
1 - در سالى كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم با جماعتى از اصحاب عازم مكه گرديد كفار مانع از ورود آنها گرديدند و چهل نفر از مشركين براى جنگ و خونريزى مسلمانها در حديبيه آمدند اصحاب رسول آنها را گرفتند پيمبر صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم آنها را رها نمود اين بود كه خدا فرمود آنها را باز داشتيم از اينكه بشما مؤمنين ضرر رسانند و نيز دست شما را از آنان نگاه داشتيم كه آنها را رها كرديد .
( ابن عباس ) 2 - بقول ديگر آن جماعت هشتاد نفر بودند از اهل مكه و در سال حديبيه