فَاسْتَوى عَلى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً ( 29 )
ترجمة
( 48 / 29 - 24 )
خدا آن كسى است كه پس از آنكه ( شما مؤمنين ) بر اهل مكه ظفر يافتيد دستهاى ( كفار را ) از شما و دستهاى شما را ( از كفار ) باز داشت ( يعنى نزاع و جدال از بين شما برداشته شد ) و خداوند هميشه بر آنچه ميكنيد بينا و آگاهست
آنان ( اهل مكه ) كسانى بودند كه كافر شدند و راه شما را از مسجد الحرام بستند و نيز قربانى را برگردانيدند ( و نگذاشتند بمحلش مكه برسد ) و اگر مردهاى مؤمنين و زنهاى مؤمنات ( در مكه ) نبودند كه شما از روى ندانستهگى آنها را پايمال مينموديد و پس از كشته شدن آنان محزون و غصهدار ميگرديديد بدون آنكه بدانيد ( اگر چنين ) نبود دست شما را از آنها كوتاه نميكرديم پس شما را از قتل اهل مكه منع نموديم تا آنكه خدا داخل گرداند در رحمت خود هر كه را بخواهد ( اگر مؤمن و كافر ) از هم جدا شده بودند هر آينه از اهل مكه كسانى را كه كافر بودند عذاب ميكرديم عذاب دردناك ( 26 )
اى محمد آنهايى كه كافر شدند در قلب آنان تعصب جاهليت قرار گرفته پس خداوند در قلب رسولش و مؤمنين سكينته و آرامش قرار داد و آنان را به كلمه تقوى و پرهيزكارى ثابت داشت و مؤمنين سزاوارتر ميباشند بتقوى و اهل تقوى و خدا بهر چيزى دانا است ( 27 )
محققا خدا براى پيمبر راست گردانيد خوابى را كه به حق و درست ديده بود كه اگر خدا بخواهد شما را داخل گرداند در مسجد الحرام در حالى كه ( از دشمن ) در امن و امان باشيد و نيز سرهاى خود را تراشيده و كوتاه كرده خواهيد بود پس خدا دانست آنچه را كه شما مؤمنين نميدانستيد پس از آن براى شما فتح و فيروزى نزديكى مقرر گردانيد ( 28 )
خدا آن كسى است كه رسول خدا را ( با اسباب ) هدايت بسوى شما فرستاده تا آنكه دين حق را بر تمام اديان آشكار نمايد ( اى محمد ) گواهى