تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
به و بصر الذى يبصر به و يده التي يبطش بها « 1 » . خلاصه آيه اشاره بمقام قرب رسول اكرم مينمايد كه مؤمنين بدانند بيعت آنان با پيمبر صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم بعينه بيعت آنها است با خدا زيرا كه نزديكى و قرب و منزلت آن بزرگوار بجايى رسيده كه از خود فانى و به حق باقى گرديده پس سخن او سخن حق تعالى و فعل و عمل او فعل و عمل حق تعالى خواهد بود
( وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى )
و دست او دست خدا است
( يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ )
آنچه گويد و بكند باذن حق تعالى و امر او گفته و كرده .
سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرابِ شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا فَاسْتَغْفِرْ لَنا يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ لَكُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً إِنْ أَرادَ بِكُمْ ضَرًّا أَوْ أَرادَ بِكُمْ نَفْعاً بَلْ كانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً
( سيقول ) خداى تعالى بسين استقبال به پيمبرش خبر ميدهد كه بعدا اعرابى كه از امر رسول اللَّه تخلف نمودند ميآيند و عذرخواهى ميكنند . و حكايت آن بروايت عبد اللَّه بن عباس و مجاهد چنين است موقعى كه رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم خواست براى عمره با جماعتى از اصحاب به مكه برود عرب‌هايى را كه در اطراف مكه بودند طلبيد و فرمود با من بيائيد اگر قريش خواستند با ما بجنگند ما قشون داشته باشيم آنان حاضر نشدند و با هم گفتند شايد قريش با محمّد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم جنگ كنند و غالب و فاتح گردند و در اين ميان ما كشته گرديم و نرفتند اين بود كه اين آيه فرود آمد و پيمبر را خبر داد كه اعرابى كه پس از صلح حديبيه و بيعت كردن با تو تخلف نمودند آنها در مقام عذر خواهى برمىآيند و ميگويند مالهاى ما و
هامش
( 1 ) خدا ميفرمايد بنده از كثرت نوافل و عبادات بجايى ميرسد كه محبوب من ميگردد وقتى او را دوست داشتم من گوش او ميشوم كه به او ميشنود و چشم او ميشوم كه به او مىبيند و دست او ميشوم كه به او ميگيرد يعنى چنين كسى از خود فانى و به حق باقى گرديده آن وقت مظهر و نماينده اوصاف الهى ميگردد بقول مولوىاز عبادت نى توان اللَّه شد * ميتوان موسى كليم اللَّه شد
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 202 | سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )