و در اينجا بين متكلمين از معتزله و اشاعره گفتار بسيارى است كه اينجا جاى بحث در آن نيست .
محمد بن يعقوب كلينى در حديث مفصلى از معصوم روايت مىكند كه در جواب سائلى كه از ايمان سؤال مىكند كه آيا ايمان قول است يا عمل يا قول است بلا عمل امام عليه السّلام در پاسخ او فرموده
( الايمان عمل كله و القول بعض ذلك العمل )
پس از آنكه سائل گويد عمل را توصيف فرما تا بفهمم فرمود ايمان حالات و درجات و طبقات و منازل
( فمنه التام منتهى تمامه و منها الناقص منتهى نقصانه و منه الزائد الراجح زيادته الخ )
پس از آنكه سائل گويد آيا ايمان كم و زياد مىشود فرمود آرى زيرا كه خدا ايمان را بر اعضاء بنى آدم فرض نموده و بر اعضاء تقسيم گردانيده و چيزى از جوارح نيست مگر اينكه وظيفهاى دارد غير از ديگرى و چون حديث مفصل است اگر بخواهيم تمام حديث را بيان كنيم سخن طولانى مىگردد .
ظاهرا اينكه حضرت در جواب سائل فرموده ايمان ( عمل كله ) مقابل قول سائل است كه گمان كرده به مجرد قول و گفتن شهادتين بدون تصديق كه عمل قلبى است ايمان محقق ميگردد اين است كه حضرت ردّ مىكند كه اينطور نيست ايمان عمل است و اين حديث و امثال آن با آنكه گفته شود ايمان عبارت از تصديق جزمى مطابق واقع است و تصديق لسانى و عمل باركان از لوازم آن است منافات ندارد بلكه مؤيّد آن است و
قوله ( ع ) ( فمنه التام )
يعنى كامل
( و منه الناقص )
يعنى ناقص در كمال و
قوله ( ع ) ( الايمان عمل كله )
شايد اشاره به اين باشد كه ايمان تصديق قلبى مقابل تصور است زيرا چنانچه مشاهده ميكنيم ايمان اكثر مردم ايمان تصورى است و تصديق جزمى مطابق واقع نيست زيرا كه لازمه تصديق جزمى عمل باركان است و نيز در آن شك و ريب راه ندارد و حقيقت ايمان هر گاه در قلب نفوذ كند همين است و ايمان به اين معنى قابل زياده و نقصان نميباشد .
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 196
مساهمون: سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
ص١٩٦