تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
گناه مثل گناه ما نيست بلكه يك معناى دقيقى است كه فهم ما بكنه آن نميرسد زيرا كه ذوق و فهم ما در مقام و مرتبه ذوق آنان نيست پس جائز نيست گناه آنان را حمل كنيم بر آنچه تعقل ميكنم . ( پايان ) اين سخن محى الدين در منتها درجه متانت و استقامت است زيرا كه فهم هر كسى در خور درجه وجود و استعداد وى است ما بدرجه انبياء نميباشيم تا آنكه امور خصوصى آنها را بتوانيم تعقل نمائيم هر چه در باره آن بزرگواران بگوئيم در خور مرتبه خودمان است و آنها بالاتر از آنند پس بهتر اين است كه اظهار قصور كنيم و علم به اين آيه و امثال آن را محول به خدا و رسول و راسخين فى العلم نمائيم و در باره آن اظهار عقيده ننمائيم . ( و اللَّه العالم باسرار كلامه )
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدادُوا إِيماناً مَعَ إِيمانِهِمْ وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً
خدا آن كسى است كه آرامش و متانت در قلبهاى مؤمنين فرود آورد براى آنكه ايمان بر ايمان آنها زياد گرداند . در اينكه آيا حقيقت ايمان قابل زياد و نقصان هست يا نيست بين متكلمين گفتارى است . بعضى گويند ايمان يك امر واحد بسيط است كه عبارت از تصديق و عقد قلبى است و لازمه آن تصديق به زبان و عمل باركان است و اين معنايى است بسيط و قابل زياده و نقصان نيست و بعضى چنين معتقدند كه در اصل ايمان نقص كمال هست . ( خلاصه قائلين بنفى زياد و نقصان در اصل ايمان چنين گويند ) ، ايمان عبارت از تصديق جزمى مطابق واقع است و آن امرى است بسيط و عقد قلب و تصديق به زبان و عمل باركان از لوازم وى است زيرا اگر زياده در اصل ايمان كه عبارت از تصديق باشد مدخليّت داشته باشد فاقد آن از مؤمنين محسوب نخواهد گرديد
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 195 | سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )