و از فيض غير متناهى او متنعماند مانند مردمانى ميباشند كه در آتش مخلّدند و مشمول غضب الهى گرديده و جهنم جايگاه هميشهگى آنان است كه وقتى تشنه گردند از آن آب حميم جوشان به آنها خورانند كه رودههايشان را قطعه قطعه نمايد هرگز چنين نخواهد بود .
اشاره به اينكه هر عاقلى ميداند كه اين دو نفر يكى مؤمن با تقوى و ديگرى كافر مشرك يا منافق هرگز مساوى نميباشند يكى در انهار رحمت الهى غوطهور .
و على الدّوام از فيوضات غير متناهى بهرهمند و محظوظ و شادمانست و ديگرى مشمول غضب و بانواع و اقسام عذاب و بلاء گرفتار و معذب خواهد بود چگونه توان اين دو نفر را مساوى دانست هرگز چنين نيست .
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ حَتَّى إِذا خَرَجُوا مِنْ عِنْدِكَ قالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ ما ذا قالَ آنِفاً أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ
( و منهم ) شايد مقصود از بعض آنها كفّار يا منافقين يا مسلمانهايى باشند كه چندان علاقه و مبالات بگفتار و سخنان پيمبر اكرم نداشتند كه كلام حضرت را خوب استماع نموده حفظ نمايند و شايد بآرزوى غنيمت يا ترس جان پاى منبر رسول صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم حاضر مىشدند اين بود كه چنين مردمانى وقتى از مجلس بيرون مىرفتند از اصحاب سؤال ميكردند كه پيغمبر حالا چه گفت چنين اشخاص كسانى ميباشند كه خدا بقلب آنان مهر زده و تابع هواى خود گرديدهاند .
آرى چنين است كسى كه چشم بينا و گوش شنوا و داراى قلب پاك بىآلايش داشته باشد كلامى كه از معدن وحى تراوش نموده از راه گوش بقلبش نفوذ مينمايد و در دل وى تأثير مىكند و قلب وى را جلا ميدهد ، لكن كسى كه چنين نباشد و آرزو و آمال دنيوى دلش را پر نموده و مملو از محبت دنيا گرديده همچه دلى ديگر چگونه جا دارد در ان سخن حق جاى گزين گردد بلكه چنين دلى جايگاه ورود شياطين است اين است كه از يك گوش ميشنود و از گوش ديگر بيرون مىكند