اينكه چنين گمان ميكنند ( 24 )
و وقتى بر كفار آيات و حجتهاى روشن خوانده مىشود براى آنان حجت و بيّنهاى نبود مگر اينكه ميگفتند بياوريد پدرهاى ما را اگر شما راست مىگوييد ( 25 )
اى محمد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم بگو به آنان خدا است كه زنده مىكند و پس از آن ميميراند و پس از آن شما را در روز قيامت جمع مىكند و در آن شكى نيست و لكن بيشتر مردم نميدانند ( 26 )
توضيح آيات
ثُمَّ جَعَلْناكَ عَلى شَرِيعَةٍ مِنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْها وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ
در لغت ، راه باز شده بسوى نهر آب را شريعه نامند و در عرف طريق پيمبران را شريعت گويند خطاب برسول خود نموده كه اى محمد صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم تو را بر شريعت و طريقتى از امر خود قرار داديم كه بر ديگران قرار نداديم پس تابع هواهاى مردمان نفهم مشو شايد مقصود از امر در آيه عالم امر مقابل عالم خلق و عالم طبيعت باشد كه شريعت و طريقه تو از عالم امر پروردگار در اين عالم طبيعت فرود آمده اگر چه تمام شرايع و كتابهاى پيمبران از عالم ما فوق الطبيعة فرود آمده و همه مشتمل بر آيات الهى و حكمت و معارف و شريعت حقانى است لكن بين آنها از جهاتى تفاوت بسيار است يكى از جهت مقتضيات زمان و اهل آن چنانچه از قرائن معلوم مىشود كه مردمان پيشينيان با حيوانات چندان تفاوتى نداشتند پس به اين لحاظ احكام و شريعت آنها بمناسبت فهم آنان فرود ميآمده .
و شايد به اين مناسبت بعضى از پيمبران تفضل و برترى داشتند بر بعض ديگر قوله تعالى در سوره ( بقره ) آيه ( 254 )
( تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ )
كه پيمبر هر زمانى بمناسبت اهل آن زمان برترى برساترين داشته .
و ديگر چون بين تمام پيمبران پنج نفر از آنها اولو العزم ناميده شده نه تمام آنها و دفتر رسالت و نبوت بوجود پيمبر خاتم صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم مهر گرديده و بوجود او رسالت خاتمه پيدا نموده و معلوم است هر چيزى وقتى بانتهاء ميرسد كه بغايت و فايده خود رسيده باشد آن وقت ختم ميگردد و از اينجا معلوم مىشود كه شريعت و قانون