پس از آنكه اوصاف و مقامات اعلاى ابرار و مقربين را تذكر ميدهد در مقام اوصاف كفّار و اشقياء برآمده و چند صفت زشت و نكوهيده آنان را تذكّر ميدهد اول وقتى مشركين مؤمنين را ميبينند به آنها ميخندند و آنها را مسخره مى - نمايند مفسرين گويند وقتى مشركين مثل ابو جهل و وليد و مغيره و امثال آنان بر جماعت مؤمنين مثل سلمان و ابو ذر و مقداد و باقى صحابه گذر ميكردند ميخنديدند و به چشم به يكديگر اشاره مينمودند ( يتغامزون ) از باب تفاعل و مأخوذ از غمز بمعنى اشاره كردن به چشم يا بدست يا باعضاء ديگر براى مسخره كردن و عيب - جزئى است .
وَ إِذَا انْقَلَبُوا إِلى أَهْلِهِمُ انْقَلَبُوا فَكِهِينَ ، وَ إِذا رَأَوْهُمْ قالُوا إِنَّ هؤُلاءِ لَضالُّونَ
دوم وقتى مشركين مؤمنين را ميديدند ميگفتند محقّقا اينان گمراهند سوم وقتى به خانه خود نزد اهل خود ميرفتند شادمان بودند زيرا خود را مردمان عاقل دانا ميدانستند و بمؤمنين نسبت سفاهت و بى خردى ميدادند ميگفتند اينان سفها ميباشند كه تابع يك شخص ساحر دروغگو گرديدهاند و نعمتهاى دنيا را رها نموده باميد آنكه بهشت بروند
وَ ما أُرْسِلُوا عَلَيْهِمْ حافِظِينَ
شايد مقصود اين باشد كه كفّار ظاهر حال مؤمنين را بينند - كه آنان بروش پارسايى زندگانى مينمايند لكن خبر از باطن و سريره آنان ندارند و حافظ و نگهبان اعمال آنها نيستند و اعمال خوب و سجيّه نيكوى آنها را نميدانند اين است كه گمان ميكنند آنان مردمان سفيهى ميباشند .
فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ ، عَلَى الْأَرائِكِ يَنْظُرُونَ
همين طورى كه در دنيا كفّار بمؤمنين ميخنديدند و آنان را مسخره مينمودند