تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
در بعض احاديث است موقعى كه ميزان عدل پروردگار برپا ميگردد و مردم را براى محاكمه حاضر ميگردانند از عمر و جوانى سؤال مىشود از مال و مكنت كه از كجا آوردى و در چه مصرف خرج نمودى . آرى در دادگاه الهى مردم ميايستند و پس از انكشاف و بروز و ظهور اعمال و افعال از آنچه گفته و شنيده و ديده و عمل كرده و آنچه در باطن خود اندوخته و پنهان گردانيده از معارف و صفات و ملكات نفسانى و پس از پرسش از اداء حقوق و مظالم از حقوق الهى و حقوق خلق كه بر گردن وى ثابت است حتّى حقوقى كه راجع به بدن و قواى خود انسان است و نعمتهايى كه بوى داده شده از مشاعر و قواى روحانى و جسمانى و مال و ثروت و مقام كه بايستى پاى ميزان عدل پروردگار از يك يك آنها جواب دهد كه اين هايى كه به تو بخشوديم از كجا آوردى و در چه چيز مصرف نمودى و چگونه شكر گذارى ولى نعمت خود نمودى و هر كس هر ظلم و تعدى بر وى وارد شده در آن دادگاه مطالبه مينمايد و ظالم بايستى از غرامت آن برآيد . آن وقت حكم عادلانه از مصدر عدل پروردگار صادر ميگردد و هر كس آنچه لايق او است اگر از سعداء و نيكوكاران باشد كرامات و تفضّلات غير متناهى در باره او اجرا ميگردد و اگر از اشقياء و گنه‌كاران باشد اگر لطف و بخشش الهى شامل حالش نشود در بدترين حال در عذاب گرفتار ميگردد
كَلَّا إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ ، وَ ما أَدْراكَ ما سِجِّينٌ ، كِتابٌ مَرْقُومٌ
كلّا ، كلمه اضراب و ردع است نه چنين است كه كفّار و فساق گمان ميكنند كه آنچه خطا و خيانت كارى ميكنند ثبت و ضبط نميگردد بلكه كتاب و ثبت اعمالشان در سجين محفوظ است سجين مأخوذ از سجن است و سجن بمعنى زندان و محل مجازات است قوله تعالى حكاية از يوسف كه گويد
رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي
در جاى ديگر
لَيَسْجُنُنَّهُ حَتَّى حِينٍ
و امثال اين آيات در قرآن بسيار آمده كه سجّين آن