تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
بن عبد البغوث و اسود بن مطلب و امية بن خلف اين جماعت دور حضرت رسول را گرفتند و گفتند بيا با ما موافقت كن تا ما نيز با تو موافقت نمائيم بعضى از دين ما را قبول كن تا ما نيز بعضى از دين تو را قبول كنيم تو يك سال خدايان ما را عبادت نما تا ما نيز يك سال خداى تو را عبادت كنيم اگر دين ما بهتر باشد تو بى نصيب نباشى و اگر دين تو بهتر باشد ما بىنصيب نباشيم . حضرتش انكار نمود گفتند يك بار به اين بتان ما سلام كن تا ما به تو ايمان آريم و خداى تو را بپرستيم فرمود من بدون فرمان خدا هيچ كارى نميكنم اين بود كه جبرئيل اين سوره را آورد و حضرت از طرف خدا مأمور گرديد كه بكافرين چنين بگويد زيرا خدا ميدانست كافرين دروغ ميگويند و اين خدعه و تزويريست كه گمان ميكردند به اين طريق توانند كسى را كه روحش و قلبش مملوّ از معرفت و محبّت الهى بلكه اصلا شالوده معرفت و خدا پرستى است و حائز مقام عنديّت و فانى در بحار الوهيّت و باقى بوجود حقانيت گرديده توانند به اين تدليسات شيطانى وى را فريب داده و تابع خود گردانند و اينكه از طرف حق تعالى فرمان رسيد چنين بگو شايد سرش اين بوده كه كفّار قطع طمع نمايند و بدانند ممكن نيست بتوانند حضرتش را فريب دهند وقتى مأيوس شدند و دانستند هرگز ممكن نيست بتوانند آن عقل كل را به اين تدليسات شيطانى تابع خود گردانند بناى دشمنى و اذيّت گذاردند و از هيچ نوع اذيّتى نسبت به آن شخص اول امكان فروگذار ننمودند تا وقتى كه او را از وطنش اواره نمودند

كفر بمعنى لغوى بر معانى بسيارى صادق آيد

كفر عناد و انكار نبوت كه اشاره به آن دارد
الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ
سوره بقره آيه 41 « 1 » راجع بيهوده است و كفر آنها از روى لجاجت و عصبيت بوده زيرا كه آنها تمام اوصاف بنى خاتم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را در كتابهاى
هامش
( 1 ) كسانى كه به آنها كتاب عطا نموديم ميشناسند پيمبر را همان طورى كه پسران خود را ميشناسند