معترف باشد بمبدء فعال دراك قادر متعال انفاق مال كه سهل است بلكه در موقع فداكارى از جان خود و عزيزان خود نيز در راه رضاى او مضايقه ندارد چنانچه عمل شهداى دين حاكى از اين است و شايد تخصيص دادن اين دو صفت از بين اوصاف نكوهيده منكرين معاد در صورتى كه اوصاف رذيله آنان منحصر به همين دو صفت نيست اشاره به اين باشد كه اين دو صفت علاوه بر اينكه در نظر شرع مستهجن و مردود است در نظر عقلاى عالم نيز ركيك مينمايد زيرا كسى كه متصف ببخل و قساوت قلب گرديد كه يتيم را اذيّت كند و اطعام مساكين ننمايد در نظرها حفيف و بى مقدار مينمايد و عقلاى عالم وى را مذمت و سرزنش مينمايند و نيز چون اكثر معاصى از قبل محبت دنيا و مال پديد ميگردد چنانچه از معصوم رسيده ( محبت دنيا
رأس كل خطيئة
) گويا كافرين به اين دو صفت ارائه ميدهند آنچه را كه در باطن خود اندوخته از اوصاف رذيله و اعمال ركيكه
فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ ، الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ
واى به حال نمازگذاران آن كسانى كه در نماز خود سهو ميكنند ( فا ) در ( فويل ) فاء جزائيه و متفرع به آيه بالا است و شايد اشاره به اين باشد كه واى به حال كسى كه معتقد بقيامت نيست و از روى نفاق يا رياء نماز ميخواند و چون مبالات به نماز ندارد در نماز سهو مىكند يعنى فراموش مىكند و سهو مقابل تذكر و بمعنى فراموشى است در مجمع البحرين چنين گفته فرق است بين سهو و نسيان نسيان را تفسير بزوال معنى از قوّه ذاكره و حافظه نموده و سهو را تفسير بزوال معنى از قوه ذاكره و بقاء آن در قوه حافظه نموده و فرقش اينست كه گاهى مطلبى را انسان متوجه به آن نيست يعنى در ذكر او و در نظر او نيست لكن در قوه حافظه وى محفوظ است كه وقتى متوجه به آن گرديد به ياد ميآورد و گاهى فراموش مىكند كه هر قدر هم توجّه به باطن خود كند بنظرش نميآيد فراموش كرده .