( رأى چهارم ) مخصوص بشخصى نيست بلكه ( الّذى ) موصوله عموم دارد و شامل ميگردد هر كسى را كه متّصف به اين اوصاف نكوهيده باشد زيرا كسى كه منكر معاد و روز جزا گرديد از هيچ عمل زشتى كه مقتضى مشتهيات نفسانى وى باشد خوددارى نمينمايد ( تفسير كبير ) ( رأى پنجم ) آيه در باره ابو جهل فرود آمده كه وى وصىّ يتيمى بود آن طفل وقتى فقير و برهنه گرديده آمد نزد او و مطالبه مال خود نمود ابو جهل او را زجر نمود و از خود دورش كرد . تفسير اصفى و ظاهرا مقصود از دين در آيه چنانچه اكثر مفسّرين را رأى چنين است انكار قيامت و جزا و عذاب و ثواب است .
و از بعض مفسّرين نقلشده كه مقصود از دين دين اسلام است زيرا كه دين اسلام دين حقيقى است چنانچه فرموده
إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ
و در اينجا مقصود از ( يكذّب ) در آيه تكذيب كننده دين اسلام است لكن نظر باطلاق آيه قول اول مناسب تر به نظر ميآيد
فَذلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ ، وَ لا يَحُضُّ عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ
پس از آن منكر دين را به دو صفت معرفى مينمايد يكى زجر يتيم كه عوض اينكه يتيم را نوازش كند و وى را بمحبّت خود دل خوش گرداند او را بقهر و اذيت از خود ميراند و دور مىكند .
چنين آدمى علاوه بر اينكه معتقد بمعاد نيست در اثر عيّاشى و نفس پرستى خوى انسانيت و آن عاطفه بشريت نيز از وى گرفته شده .
و ديگر چون معترف به ثواب و جزا نيست رغبت نميكند بر اطعام دادن فقرا و دستگيرى بيچارگان نمينمايد شايد اشاره به اين باشد كه منكر معاد گمان مىكند بخشش نمودن به فقرا اتلاف مال است بلا عوض زيرا كه منكر معاد در واقع منكر مبدء است البته كسى كه