القرآن كه راجع بصلاة نوشته ترجمه نمايم بعد از كلام مفصّلى چنين گويد در قرآن خطاب برسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نموده
فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ
اشاره به اينكه علوّ مقام منوط بعزم و استقامت است و ميبينى نماز را واجب نموده براى حفظ قوّه فكريه و منحصر گردانيدن قوه فكريه را در يك غرض آيا تعجّب نميكنى چگونه خداوند ميفرمايد
وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ
نظر كن و ببين چگونه مقارن نموده صبر را بصلوتى كه در آن حضور قلب باشد نه نماز بيشترين مسلمانهاى اين زمان كه در خوابند آيا نميبينى چگونه علماى امريكايى امر ميكنند تلامذه خود را براى جمع حواس و قوت عزم آنان كه در هر روزى بين 5 دقيقه الى 15 دقيقه در حجرهاى تنها با حضور قلب به خود كلماتى تمرين نموده كه راجع به مقصود آنها است و ذهابا و ايابا خطاب كنند و تلقين بنفس نمايند در حالى كه نظر خود را متوجه بيك نقطه نمايند و حواس خود را متفرق نگردانند و گويند وقتى فكر در يك نقطهاى متمركز گرديد عزم انسان بر عمل قوى ميگردد و اگر مرارا تمرين گرديد انسان قادر ميگردد بر حفظ قوى خود و واقع نميگردد و در شهوات نفسانى آن وقت يك عضو عاملى ميگردد در جامعه آيا عمل آنها تقليد از نماز ما نيست بدانند يا ندانند آيا محافظت بر نماز با حضور قلب از تكبير تا سلام انسان را از فحشاء و منكر باز نميدارد در صورتى كه در نماز ما تمام خصوصياتى كه آنها براى قوت اراده بر حفظ قواى شهوانى و تصميم بر عمل گفتهاند بنحو اعلا داراست باضافه توجه به حق تعالى وقتى مقارن گرديد با قوّت اراده و تصميم بر عمل و التجاء به حق با اعتقاد دينى انسان را ميگرداند در عون و حفظ الهى و قواى مغناطيسيه وى كامل ميگردد و وى را قوى ميگرداند بر حفظ شهوات نفسانى و مستعد ميگردد براى آنكه موجوداتى كه در اطراف او ميباشند وى را كمك نمايند تا وى را به مقصود برسانند ( پايان كلام تنطاوى )
الَّذِينَ هُمْ يُراؤُنَ