تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
اشاره به سختى هاويه دارد كه بماء استفهامى خطاب برسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نموده كه تو چه دانى هاويه چيست آتشى است برافروخته از بعض عرفا است كسى كه ميزان عملش بسبب اخلاق نكوهيده و اوصاف زشت ناپسند سبك گرديد اصل ذاتش و جوهر وجودش كه در آيه تعبير بام نموده وى را مجبول ميگرداند بر هاويه كه آن عبارت از حجاب است از ازل تا ابد و نار حاميه اشاره بنار جهل و كورى قلب و پستى نفس و پيروى هوا است شيخ بهايى رحمه اللَّه در كتاب اربعين راجع به ميزان بيان خوبى دارد كه براى توضيح مطلب مختصرى از آن را ترجمه مينمايم چنين گفته حق اين است كه موزون در نشاهء قيامت آن نفس اعمال است نه صحيفه اعمال و اينكه گويند اعمال عرض است و عرض نميشود جوهر گردد زيرا كه قلب ماهيت لازم آيد و قلب ماهيت محال و خلاف حكم عقل است در پاسخ فرموده اين كلام ظاهرى عاميانه است لكن خواص و اهل تحقيق ميدانند كه سنخ شيئى و حقيقت آن امرى است مغاير با صورت خارجى كه اول در ذهن و در مشاعر ظاهر ميگردد و از آنجا در قواى باطنه محفوظ ميماند و صورت اشياء چنانچه معلوم است از حيث ظهور و خفاء مختلف ميگردد حسب مواطن و نشآت كه در هر نشاهء و محلّى قوى و مشاعر طورى ظهور و بروز مينمايد و طورى خود را ميآرايد و باعتبار محلّى كه در آن جلوه نموده تظاهر مينمايد چنانچه گويند رنگ آب رنگ ظرف وى است اما آن محلى كه صور خارجى در آن ظهور و بروز مينمايد ( يعنى نفس انسانى ) گاهى از آن تعبير بسنخ و گاهى تعبير بوجه و گاهى تعبير بروح ميكنند و حقيقت آن را نداند مگر علام الغيوب پس دور نيست كه چيزى در محلّى عرضا باشد و در محل ديگر جوهر آيا نميبينى محسوسات بحس بصر چگونه در مرتبه حس بصرى محفوف بپرده‌هاى