و معنوى است چنانچه در سوره انبياء آيه 41 فرموده
وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَ إِنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنا بِها وَ كَفى بِنا حاسِبِينَ
« 1 » و مثل قوله تعالى
وَ زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ
شايد قسطاس مستقيم اشاره باشد به تمام اعمال و افعال انسانى كه بايستى حد وسط بين افراط و تفريط آن را مراعات گردد و در همه حال تعادل و توازن در حركات و سكنات و گفتار و كردار در آنچه راجع بحقوق خود و حقوق ديگران است تحت مراقبه و صلاح انديشى روى ميزان اعتدال قرار داد و نيز قوله تعالى
وَ أَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَ لا تُخْسِرُوا الْمِيزانَ
و از امثال اين آيات ممكن است معنى جامعى مراد باشد كه شامل گردد ميزانى را كه براى سنجش اجسام آرند و معنى اعم كه معنويات را هم شامل گردد خلاصه ظاهرا اين آيات در مقام سنجش عمل نيك و بد است كه به ميزان عدل الهى ميسنجند لكن در اين آيه بالا
مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ
و نيز در سوره اعراف آيه 7
وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِما كانُوا بِآياتِنا يَظْلِمُونَ
« 2 » وقتى اين آيات اخير و امثال آن را با هم جمع نموديم بضميمه آيه بالا از مجموع آن توان استفاده نمود كه مقصود از موازين جمع موزون و بمعنى سنگينى و بزرگى و عظمت جوهر نفس انسانى باشد و مقصود از و من خفت موازينه بىمقدارى و سبكى نفس بشرى باشد آرى كسى كه روح و روان خود را از اسارت نفس حيوانى نجات داد و در
هامش
( 1 ) و ميگذاريم ميزانهاى عدالت را و ظلم و ستم بر كسى وارد نمىآيد و اگر عمل به مقدار دانهاى از خردل باشد ما آن را ميآوريم و ما براى حساب ( و رسيدگى بمردم ) كافى ميباشيم
( 2 ) وزن و سنجيدن در آن روز حق است پس كسى كه سنگين شد ميزان او چنين كسانى رستگارند و كسى كه ميزانهاى او سبك گرديد چنين كسانى خسران برده و نفسهاى آنان زيان برده بسبب اعمالى كه كسب نمودهاند