منطوى بر اسرار و رموز بسيار است لذا براى هر چيزى بهر چيزى بدون مناسبت بين آنها سوگند ياد ننموده .
پس ممكن است در اينجا كه باسبهاى جنگى يا شتران قسم ياد نموده كه انسان به نعمت پروردگارش ناسپاس است و بشكرانه نعمتهاى الهى انفاق نميكند اشاره به اين باشد كه اين موجودات عظيم خواه شتر باشد كه در باره او فرموده
إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ
يا اسبهاى نجيب تربيت شده عربى باشد كه با عظمت جثّه و قوّت جسمانى كه گويند هر اسبى قوت بيست و پنج مرد قوى هيكل دارد چگونه مسخّر انسان گرديد و زير اطاعت او برآمده چنانچه در مقام امتنان بر بنى آدم فرموده
وَ الْخَيْلَ وَ الْبِغالَ وَ الْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوها
و انسان كنود ظالم بى خرد اين حيوانات را به كار ميبندد و موجودات خدا را زير پا گرفته و از آنان استفاده مينمايد در مقام شكرگزارى و سپاس گويى و ستايش ولى نعمت خود برنمىآيد
وَ إِنَّهُ عَلى ذلِكَ لَشَهِيدٌ
مرجع ضمير ( انّه ) ممكن است ( لربّه ) در آيه بالا باشد كه معنى آيه چنين شود حقيقتا پروردگار انسان بر ناسپاسى و كفران نعمت كردن انسان گواهست و شايد مرجع ضمير انسان باشد كه خود انسان باعمال نكوهيدهاش گواهى ميدهد بر اينكه كفران نعمت مىكند و اين معنى اخير باعتبار آيه بعد مناسبتر به نظر مىآيد .
وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ
و نيز از جمله صفات نكوهيده انسان اين است كه به آنچه خير و خوبى است كه خير تفسير بمال شده حريص است و هميشه در طلب گرد آوردن مال و هر نفعى مىباشد