موجودات مادّى و طبيعى از حيوانات و غيره وجودشان و شالوده تركيبشان از نر و مادّه تشكيل گرديده حتى آنكه حكماء گويند هر ممكنى از ممكنات خواه مادى و خواه مجرد زوج تركيبى است كه از ماهيت و وجود تركيب يافتهاند و وحدت و فردانيت منحصر بذات بيهمتاى الهى است پس به اين اعتبار چنين مىشود كه ذات كبريايى تمام موجودات را از شب و روز و تمام مخلوقات را مورد سوگند قرار داده و تمام موجودات را شاهد و گواه آورد بر صدق گفتارش
إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى
( الشت ) در لغت تفريق كردن و شعبه شعبه قرار دادن چيزى يا جماعتى را گويند ( شتّ جمعهم شتّا و شتاتا ) ( و جاءوا اشتاتا ) يعنى جمعيت آنان را متفرق گردانيدند قوله تعالى
يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتاتاً
در آن روز ( يعنى در قيامت مردم شعبه شعبه ميگردند
وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّى
اشاره به اينكه قلوب كفار بر عكس قلوب مؤمنين كه در باره آنها فرموده
وَ لكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ
كه مرتبط به يكديگر است متفرق و متشتت است و آيه بالا
إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى
در مقام اعمال و افعال انسان است كه سعى و كوشش شما افراد بشر هر آينه پراكنده و متفرق است اين جمله جواب قسم و مورد سوگند واقع است يعنى سوگند به اينهايى كه گفته شد كه سعى و كوشش شما افراد بشر متشتت و پراكنده است همان طورى كه مردم در شكل و شمائل مختلفاند كه دو نفر پيدا نميشود كه از حيث صورت و اندام به تمام جهات مثل هم باشد همين طور دو نفر يافت نميشود كه از حيث اخلاق و صفات مثل هم باشند و باعتبار اختلاف در صورت و در اخلاق ميول نفسانى و آرزو و آمال آنان نيز مختلف و هر يك آرزويى غير از ديگرى در دل خود ميپروراند و روى اين ميزان عقايد و آراى مردم نيز مختلف و هر كسى مايل به جهتى و در اعمال و افعال از عقيده و رأى خود پيروى مىكند اين است كه حسن و قبح اشياء در نظر مردم بيك طور نميباشد بعضى چيزها در نظر بعضى نيكو و در نظر