ميگردد و همين طورى كه قمر وقتى مقابله با شمس نمود و مجلّى و نماينده شمس گرديد و بدر تمام شد بنور خورشيد عالم را روشن ميگرداند همين طور انسان كامل وقتى از فناء فى اللَّه بمرتبه بقا رسيد موجود ميگردد بوجود حقّانى و مظهر و نماينده شمس وجود ميگردد و مردم را بسوى حق و حقيقت رهبرى مينمايد . ( پايان ) سومين سوگند بروز كه از نور و ضياء خورشيد ظهور مينمايد ( چهارمين قسم ) بشب وقتى كه پرده تاريك كشيده و مردم را از تعب و زحمت باستراحت مىرساند و از زيادتى حرارت و تابش خورشيد كاهيده و هوا را بحدّ اعتدال نگاه ميدارد كه اگر شب نبود زيادتى حرارت آفتاب گياهان و اشجار زمين را ميخشكانيد در تفسير على بن ابراهيم از ابى بصير چنين نقل مىكند كه گويد از ابا عبد اللَّه عليه السّلام سؤال نمودم از قوله تعالى
وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها
فرمود شمس رسول اللَّه است
وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها
أمير المؤمنين است زيرا كه بنور رسول اللَّه دين مردم واضح ميگردد ابى بصير گويد گفتم
وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها
گفت ائمّه جورند كه تبديل نمودند امر رسول اللَّه را و نشستند بمجلسى كه آل محمد اولى به آن بودند پس دين خدا را بظلم و تعدّى پوشانيدند اين است مقصود از قول حق تعالى
وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها
گفت
وَ النَّهارِ إِذا جَلَّاها
فرمود ائمّه از ذريّه فاطمه ( ع )
وَ السَّماءِ وَ ما بَناها
( پنجمين ) سوگند به آسمان و بناى محكم آن ياد نموده و ظاهرا سماء كه مرتبه علوى است شامل ميگردد تمام ستارگان و كرات و كهكشانها و موجودات روحانى از انواع و اقسام نفوس علويّين از ملائكه و طبقات آن و شايد مقصود از ( ما ) ( در ما بناها ) موصوله و اشاره بمبدء آفرينش و آن كسى باشد كه آسمانها و اين بناء مجلّل و اين كاخ بزرگ عالم را از نيستى بهستى و از عدم بوجود آورده و بيك نظام و ترتيب حيرت بخشى مرتّب و مزيّن گردانيده و هر يك از موجودات را به طرز مخصوصى موظف بر عمل گردانيده و مسخّر امر او گرديده