پس از بيان اوصاف بهشتيان در مقام تعداد اوصاف و نعم بهشت برآمده و پنج نعمت از نعمتهاى بهشت را تذكر مىدهد .
اول در بهشت چشمههاى آب خوشگوار جريان دارد اشاره به آنكه جريان آب چشمهاى بهشت دائمى است مثل چشمهاى دنيا نيست كه گاهى خشك مىگردد تمام نعمتهاى بهشتى چنين است كه دائمى و فنا و زبون ندارد .
دوم در بهشت تختها و سريرهاى مرتفعى نهاده شده شايد ( سرر ) در آيه اشاره بمقام بلند و درجات عاليه اهل بهشت است كه تخت سلطنت بهشتيان بسيار عالى و بلند پايه است .
سوم در بهشت قدحهاى بزرگ پاكيزه نهادهاند اكواب جمع كوب و كوب كوزههاى سر بسته مدوّر را گويند و عرب آن را اباريق نامد اشاره به اينكه اهل بهشت هر وقت اراده كنند آب بياشامند بدون زحمت ليوانهاى مصفّا و پاكيزه نزد آنها حاضر است .
( چهارم ) بر آن تختهاى مرتفعى كه براى بهشتيان مهيّا شده فرشهاى فاخر و بالشهاى عالى مجلل و متكاى پاكيزه پهلوى هم گذارده شده كه بر آن تكيه زنند ( پنجم ) براى آنان لباسهاى فاخر مبسوط چنانچه در آيات ديگر لباسهاى بهشتيان را باستبرق توصيف نموده مهيّا شده .
از بعض عرفا است كه اين آيات اشاره دارد بتجريد و تفريد و جمع و توحيد كه اين چهار مرتبه راجع بسالكين الى اللَّه است و ( مبثوثه ) در آيه اشاره دارد بانبساط ارواح آنان و باز بودن سينه آنها و گشادگى قلب آنها در بساط قدس و نيز اشاره دارد بمقام تجلّيات افعال كه تحت مقامات صفات است مثل توكل و رضا و غير آن كه مبثوث بر اعمال است .
أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ
همزه ( أ فلا ) همزه توبيخى و انكار است و ( فا ) براى عطف است