نميدانى اصلا سؤال از دانستن و ندانستن نسبت بخدايى كه عالم بما فى الضمير است مورد ندارد او بهتر ميداند پس چه جاى سؤال است
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خاشِعَةٌ
و گويند فرق است بين خضوع و خشوع كه خضوع در بدن و صورت و چشم ظاهر ميگردد و محل خشوع قلب است اگر قلب از هيبت و عظمت الهى خاشع گرديد قهرا بدن نيز خاضع ميگردد از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم چنين حديث دارد كه مردى را ديد در نماز بريش خود بازى مىكند فرمود اگر قلب وى خاشع بود جوارح و بدن او خاضع ميگرديد .
پس از آن در بيان اوصاف اهل جهنّم برآمده و پنج صفت و علامت راجع باهل عذاب و كفار را تذكر ميدهد و نه صفت و علامت راجع باهل نجات را بيان مىنمايد .
( اول ) از اوصاف كفار و اشقياء اين است كه رويهاى آنان ذليل و زبون است و آثار عذاب و شقاوت در بشره آنها نمايان است .
( دوم )
( عامِلَةٌ ناصِبَةٌ )
ناصبه بمعنى تعب و رنج است كه رويهاى كفّار در آن روز زحمت كشيده و تعب و رنج برده مىباشد .
« سخنان مفسرين در توجيه آيه »
( 1 ) مقصود كسانى ميباشند كه براى دنيا بسيار كار مىكنند و زحمت ميكشند لكن براى خدا كارى انجام نميدهند كه چنين اشخاصى را در قيامت باعمال شاقّه واميدارند و بزنجيرها مىبندند ( حسن بصرى ) ( 2 ) كسانى ميباشند كه در دنيا از عبادت و طاعت تكبّر نمودند در قيامت آنان را ذليل گردانند و باعمال شاقّه وادارند . ( عبد اللَّه عباس ) ( 3 ) آنها را به روى به آتش كشند . ( كلبى ) ( 4 ) آنان را در دوزخ بكوههاى آتشين كشند و چون بسر كوه رسند به آتش