تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
وضع نمود اين است كه در احاديث صحيح رسيده كه ( اسماء اللَّه توقيفى است و ما را امر فرموده كه آن ذات مقدس را به همان اسماء بخوانيم
وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها
و نامهايى كه حكماء نسبت ميدهند مثل اينكه خالق را علّت و مخلوق را معلول گويند و نيز الفاظ ديگرى كه بين آنان دائر است اگر مقصود از علّت و معلول همان خالق و مخلوق باشد بدون خصوصيت زائدى ظاهرا در آن اشكالى نباشد زيرا كه مقصود از اسم آن است كه دلالت بر مسمّى داشته باشد نه فقط الفاظ لكن اگر خصوصيت ديگرى در آن ملحوظ باشد و به آن اعتبار اسم ديگرى به حساب آيد درست نيست و از طرف شرع ممنوع است . بعض دانشمندان در تفسير خود در توجيه ( سبّح اسم ) بيانى دارند كه مختصرى از آن را ترجمه مينمايم : چنين گفته در اينجا سرّ ديگرى است و آن اين است كه در عرف متألّهين تسبيح نمودن حق ذاتى را سزد يعنى كسى تواند او را ستايش نمايد كه مجرد باشد از مادّه و عوارض و صور اجسام زيرا كه مبدء هر صفتى بوجه كمال بايستى در مرتبه ذات خود داراى مرتبه باشد آن كمال و فضيلت باشد پس معنى ( سبح اسم ربك ) يعنى مجرد و برهنه گردان ذات خود را از علاقه دنيا و از عوارض مادّيّات خالى شو تا بتوانى تقديس نمايى و بشناسى چگونگى ( اسم اللَّه ) و تنزيه نمايى او را از نقايص ممكنات و نيز ذهن خود را از مطالعه كاينات خالى گردان تا بتوانى ملاحظه نمايى ذات و صفات و افعال الهى را بدون آنكه او را بممكنات تشبيه نمايى يا تعطيل نمايى صفات جلال و اوصاف جمال آن فرد بيهمتا را و منكر گردى يا آنكه در ناموس خلقت و نظام آفرينش و نواميس افعال و سنن الهى خدشه نمايى ( صدر المتألهين ) آرى كسى كه قلب و دلش آلوده بمحبّت دنيا گرديده و خود را بزنجير قواى حيوانى و اخلاق سبعى و بهيمى بسته گردانيده و پابند محظوظات مادّى و طبيعى