آنكه جسم انسان معتدل و سلامتى آن تا مدّتى پايدار بماند و آنان ملائكهاى ميباشند كه حافظ بدن انسانند كه اولا او را از هر آسيبى حفظ نمايند و ثانيا او را تقويت دهند تا بحدّ كمال رسد و اين نوع ملائكه را بمدبّرات امور ناميده شده و در لسان شرع اين نوع ملائكه را ملائكه ارضى گويند و در اصطلاح حكماء قواى طبيعى نامند و ملائكه ديگرى گماشته شده براى حفظ نفس ناطقه بشرى كه آن را از قوّه بفعل آرند زيرا كه انسان در ابتداء خلقت قواى روحانى و عقلانى وى ضعيف است بلكه فقط استعداد و قابليّت نفوذ عقل مجرّد در وى موجود است و مسلّم و معلوم است كه هيچ شيئى نتواند خودش خود را از قوّه بفعل و از عدم بوجود و از نقص بكمال آرد و نيز فاعل غير از منفعل است اين است كه خالق متعال از راه فيض ملائكه روحانيين را مأمور گردانيده كه از آن انوار فيض و اشراقات نور وجودى كه از حق تعالى به آنان افاضه شده انسان را نيز از آن برخوردار گردانند و به اين واسطه نفس ناطقه بشرى از قوه بفعل و از نقص بكمال آيد و اين موجودات روحانى در لسان شرع بملائكه حامل وحى بانبياء و ملائكه حامل الهام باولياء ناميده شده و باصطلاح حكماء آن را ( عقل فعّال ) گويند و مراتبى كه بتوسط ملائكه يا عقل فعّال به انسان افاضه مىشود بطور كلّى سه مرتبه دارد ( اول ) عقل بالملكه و آن نفسى است كه مستعد گرديده براى فيض گرفتن از مبدء اعلا ( دوم ) عقل بالفعل و آن وقتى است كه علوم و معارف در نفس ناطقه بالفعل موجود باشد ( سوم ) عقل مستفاد كه تمام معلومات هميشه نزد او حاضر و متمركز در علوم و معارف گردد .
و بايد دانست كه ملائكه حفظه فقط واسطه در فيضند كه از روى حكمت و نظام عالم اين طور مقرر فرموده كه از مبدء عالم فيض بگيرند و بمادون افاضه نمايند فيّاض مطلق فقط و فقط ذات واجب الوجود است ( هو المبدء و المعيد )
( وَ اللَّهُ مِنْ وَرائِهِمْ مُحِيطٌ )
از رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم حديث ميكنند كه فرموده ( خداوند براى انسان