ميگردد چنانچه
النَّجْمُ الثَّاقِبُ
توضيح آنست زيرا ثاقب چيزى را گويند كه بنور خود نفوذ در غير نمايد قوله تعالى
فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ
براى وضوح آيه مختصرى از تفسير صدر المتألهين را ترجمه مىنمايم :
( لمعة اشراقيّة )
وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ
سماء چون مطلق است شامل ميگردد آسمان عالم صغير يعنى نفس ناطقه و روح انسانى با آنچه در او است از قوى و مشاعر و علوم و آسمان عالم كبير كه عبارت از طرف فوقانى و مرتبه علو و بالا باشد با آنچه در او است از كرات و كواكب و سيّارات و همانطورى كه آسمان عالم كبير محلّ عجائب صنع خدا است در حركات منظّم و سرعت بعضى از ستارگان و رفتن و بر گشتن آنان و نسبت بعضى ببعضى ديگر از تثليث و مقابله و تربيع و كسوف و خسوف و باقى اوضاع آن و استقامت آنان بيك قانون منظّم همين طور نفس ناطقه انسانى نيز در كشف حقايق و معلوم كردن مجهولات قانون مضبوطى و روش معينى دارد كه بايستى در مقام برهان آن قانون را اعمال نمايد تا نتيجه صحيح عايد وى گردد پس اگر مقصود از طارق نفس ناطقه انسانى باشد اشاره به آن چيزى است كه بر نفس ناطقه انسانى وارد ميگردد از انوار قدسى و تظاهرات فيض الهى و لوامع ملكوتى و مواهب ربّانى و اگر راجع بسماء عالم باشد شامل ميگردد تمام افلاك و كرات با آنچه در آنهاست و مقصود از طارق يا جنس ستارگان است يا مجردات و مفارقات نورى و آنچه به آنان تعلّق دارد پس اگر طارق اشاره بجنس مفارقات عقلى باشد ميسزد كه گفته شود مقصود ( بنجم ثاقب ) عقل كلّ است كه بنور و اشراق خود تاريكى و ظلمت و قشور عالم مادّى را سوراخ مىكند و تفسير طارق بشب اشاره به اين است كه همانطورى كه ستارگان در شب موقع استتار نور خورشيد ظاهر ميگردند و بنور خود ظلمت شب را مىبرند همين طور نور عقل وقتى بر اجسام تاريك فرود آمد ظلمت و تاريكى آن را بنور خود زائل ميگرداند . ( پايان )