معلوم است كسى كه سبعيت و بهيميت در وى غالب گرديده بدتر و پستتر از هر حيوانى بشمار ميرود
بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا
شاهد بر آنست و آن روزى است كه امتياز پيدا مىشود بين خبيث و طاهر چنانچه در سوره مائده آيه 100
قُلْ لا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَ الطَّيِّبُ وَ لَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ
زيرا كه آن روز روز جدا شدن بين حق و باطل و امتياز مؤمن از كافر است
وَ امْتازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ
فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ
در آن روز براى انسان چيزى نيست كه بتواند رفع ضرر از وى بنمايد نه از قواى بدنى و جسمانى و نه از قواى روحانى و نفسانى و نيز براى وى يار و ياورى نيست زيرا كه معدّات و تمام وسائل خارجى كه از روى حكمت در اين عالم تضاد و عالم قوّه و استعداد براى رفع احتياجات بشر در بين نهاده كه به آنها متوسل ميشد بالمرّه مفقود گرديده
وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ
يَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ
زيرا كه عالم قيامت موقعى است كه هر فردى بمنتهاى كمالى كه لايق بوى است رسيده ديگر جهات استعدادى كه بوسائل خارجى بتوان استكمال حاصل نمود در كار نيست اين است كه فرموده
يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ
هر كس مشغول به خود گرديده و وى را بخارج احتياجى نيست حتّى شفاعت شافعين نيز ناشى از آن ارتباط و اتصال معنوى است كه بين شفيع و شفاعت شونده پديد گرديده و به همين مناسبت معنوى شفيع مأذون در شفاعت ميگردد
وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ ، وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ ، إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ ، وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ
صدع در لغت شكافتن چيز صلب و سختى را گويند مثل شيشه و آهن خطاب برسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است
فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ
سوره حجر آيه 94 شايد اشاره به اين باشد كه امر رسالت را آشكار نما و مطالب را از هم شكافته و بر آنچه به آن مأمورى