بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ ، وَ اللَّهُ مِنْ وَرائِهِمْ مُحِيطٌ
كفّار در مقام تكذيب پيمبران برآمده و تبليغات آنها را انكار مينمايند در صورتى كه خدا از پشت و رو و از جميع جوانب بر آنان محيط است .
بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ ، فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ
اين كتاب آسمانى و اين قرآن مجيد از معدن صدق و صفا فرود آمده و در لوح محفوظ ثبت و ضبط گرديده لوح محفوظ بوجهى شايد اشاره بيك مرتبه و يك مقامى از سعه عالم وجود باشد كه بالاتر و برتر از عالم خلق و عالم طبيعت و عالم كون و فساد بشمار ميرود و نيز شايد عالم قضا و قدر عبارت از آن باشد و آنچه از اول خلقت تا آخر آنچه بايد واقع گردد در آنجا ضبط و ثبت گرديده و نيز
( جف القلم بما هو كائن )
اشاره به آن است .
ابن عبّاس از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم چنين حديث مىكند از كسرى اشترى برسم تحفه خدمت رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم آوردند روزى حضرتش بر آن سوار بود و مرا رديف خود سوار نمود در اثناى راه به من نگاه كرد و فرمود اى پسر حدود خدا را نگاهدار تا او را نزد خود يا بى و در زمان راحت با خدا آشنايى كن تا در سختى با تو آشنايى كند و چون خواهى چيزى از او طلب كنى طلب يارى كن كه آنچه بودنى است قلم بر آن رفته اگر جمله خلايق جهد كنند براى تو كه چيزى به تو رسانند از خير و شر و خدا براى تو ننوشته باشد نتوانند اگر توانى بصبر و يقين كار كنى كه بر صبر كردن بر آنچه تو آن را كاره باشى خير بسيار است و بدانكه نصرت با صبر است و فرح با اندوه و دشوارى با آسانى و درويشى با توانگرى و قناعت با سرورى و شايد آيه اشاره به اين باشد كه چون قرآن قبل از فرود آمدن به اين عالم كون و فساد در عالم بالاترى تعيين و ضبط شده و در لوح محفوظ نگاه داشته شده اينست كه دست نااهلان از تحريف آن كوتاهست و نزد حق تعالى مصون و محفوظ است و از تكذيب كفّار خللى بدامن كبريايى آن نخواهد رسيد .