بوده است و مستند برخى تضعيفات آنها واقع شده است . اما اين مسئله از آنجا كه يك امر اجتهادى است منافاتى با وثاقت فرد ندارد ؛ به عبارت ديگر روايت از ضعفا ضعفى را متوجه خود فرد نمىكند و به وثاقت او ضربه نمىزند و به اين معنى است كه فرد با وجود وثاقت در مقام دريافت حديث ، در اخذ از افراد ضعيف ابايى نداشته و احاديث آنها را نيز روايت مىكرده ، لذا اين دسته از عبارات ، ضعفى را فى حد نفسه متوجه خود روات نمىكند و علت تضعيف آنان محسوب نمىشود ، بلكه تنها ممكن است منشأ نوعى تشكيك در روايات آنها باشد ؛ به اين معنى كه بايد در مشايخ اين اشخاص و مرويات آنان دقت كرد .
مولى عنايت اللّه قهپائى در بيان عدم قدح اين عبارت در عدالت كشى مىگويد : « روايت كردن كشى از افراد ضعيف ، ضررى به عدالت وى نمىزند ، چنانكه از دقت در شرححال وى اين نكته قابل استفاده است و علت روايت كردن او از ضعفا ميل و رغبت شديد به فراگيرى حديث بوده است » . « 1 »
ثانيا ، مرحوم كشى اساتيد بسيارى داشته كه بالغ بر پنجاه نفر هستند . از اين مجموعه اساتيد 33 نفر ضعيف يا مهملاند . « 2 »
مجموع روايات كشى از آنان در كتاب رجال موجود بالغ بر 270 حديث است . احاديث موجود كشى از مشايخ ضعيف و مهمل او تقريبا يك پنجم كل رواياتى است كه از كشى بهدست ما رسيده و همگى در كتاب رجال او موجود است . « 3 »
با توجه به مقايسهء بين تعداد روايات كشى از مشايخ ضعيف و مهمل و كل
هامش
( 1 ) . مجمع الرجال ، ج 6 ، ص 10 .
( 2 ) . منظور از مهمل افرادى هستند كه در كتب رجالى سخنى در مدح يا ذم آنها نيامده است .
( 3 ) . اين سخن به اين معنى نيست كه روايات كتاب ضعيف و ساير روايات صحيح است ، بلكه اساتيد بىواسطهء كشى نيز در مواردى توثيق نشدهاند و خوب است اين نكته را نيز مورد توجه قرار دهيم كه براساس مبناى بسيارى از قدما نقل و عمل كردن به رواياتى كه امامىمذهبان غير مذموم نقل كنند ، جايز است .