ج ) دربارهء زيد نرسى و زيد زرّاد كوفى ، نسبت موضوع بودن كتابهايشان را از سوى شيخ صدوق ( قدس سره ) نفى كرده و اين نسبت را غلط دانسته است . « 1 »
د ) أحمد بن حسين بن سعيد را رجاليون قم ، غالى دانستهاند و ابن غضائرى حديث او را - تا آنجا كه ديده - سالم از عيب تشخيص داده است . « 2 »
ه ) طعن و قدح رجاليون قم را بر أحمد بن محمد بن خالد برقى نقل كرده و لكن قدح در او را نفى كرده است . « 3 »
و ) اعتقاد رجاليون قم به غالى بودن حسين بن شاذويه را با شهادت به اتقان كتاب الصلاة وى مورد ترديد قرار داده است . « 4 »
ز ) قاسم بن حسن بن على بن يقطين را علماى رجال قم غالى دانستهاند و ابن غضائرى با تعبير « و الأغلب عليه الخير » با اين نسبت مخالفت كرده است . « 5 »
4 . كثرت تضعيفات ابن غضائرى موجب عدم اعتماد بر تضعيفات اوست ؛ تا آنجا كه گفتهاند : « السالم من سلم منه » ( سالم از عيب كسى است كه از قدح ابن غضائرى سالم مانده باشد ) . اين اشكال را فاضل خواجويى از تعبيرات محمّد تقى مجلسى در روضة المتقين استفاده كرده است . « 6 » بايد توجه داشت كه اين اشكال با اشكال سابق تفاوتهايى دارد .
اما نكتهء قابل توجه آنكه اولا ، بخش مهمى از آنچه به ما رسيده بايد از كتاب الضعفاى ابن غضائرى باشد ؛ ازاينرو تضعيفات بسيار وى جلب توجه مىكند . « 7 » ثانيا ، تضعيف براساس معيارهاى علمى قابل قبول ، به هر مقدار هم باشد ، موجب اشكال در
هامش
( 1 ) . كتاب الرجال ، ص 61 - 62 ، رقم 52 - 53 .
( 2 ) . همان ، ص 40 ، رقم 12 .
( 3 ) . همان ، ص 39 ، رقم 10 .
( 4 ) . همان ، ص 53 ، رقم 38 .
( 5 ) . همان ، ص 86 ، رقم 115 .
( 6 ) . الفوائد الرجاليه ، ص 276 - 277 .
( 7 ) . الرسائل الرجاليه ، ج 2 ، ص 419 .