شوشترى ، مطالب رجال ابن غضائرى را از نسخهء استادش در كتاب مجمع الرجال خويش نقل كرده است .
نكتهء قابل توجه آنكه در طول 200 سال از عصر نجاشى و شيخ طوسى ، يعنى از حدود سال 450 تا 644 ه كه كتاب حل الإشكال تأليف شد ، خبرى از كتاب مورد بحث در دست نيست و اين امر خود از جمله نكات ابهامانگيز در اين كتاب شده و شبهاتى را ايجاد كرده است ؛ اما توجه به اين امر ضرورى است كه اين دويست سال را بايد از تاريكترين دوران ، در ميراث فرهنگى شيعى دانست ، ازاينرو اين امر را نمىتوان مشكلى اساسى در اعتبار اين كتاب شمرد .
4 . اعتبار آراء ابن غضائرى . گذشته از اعتبار كتاب ابن غضائرى از ناحيهء انتساب كتاب و منقولات به وى ، اعتبار آراء نقلشده از او نيز در بين متأخران مورد بحث قرار گرفته است .
دستهاى از بزرگان همچون ابن طاووس و علامه حلى و ابن داود به صراحت يا به حسب ظاهر عبارتشان ، بر آراء او اعتماد كردهاند . فاضل تونى ( م 1071 ه ) و وحيد بهبهانى ( م 1206 ه ) و فاضل خواجويى ( م 1173 ه ) و ابو المعالى كلباسى ( م 1315 ) و شيخ محمّد تقى شوشترى ( م 1414 ه ) آراء غضائرى را پذيرفتهاند و آنها را تأييد كردهاند و او را متخصص و ناقد رجالى دانستهاند .
دسته دوم كه اغلب از اخباريون « 1 » هستند ، آراء ابن غضائرى را نپذيرفتهاند . اين نظريه از عصر علامه مجلسى در بين ايشان رايج شد و محدث نورى نيز اين رأى را ترويج داد . اين گروه دليل عدم اعتماد بر آراء ابن غضائرى را تسرّع در جرح و تضعيف و غلو شمردن امورى كه در واقع غلو نيستند ، دانستهاند .
دسته سوم از آنجا كه استناد كتاب را به ابن غضائرى به سند متصل احراز نكردهاند و رسيدن كتاب به دست ابن طاووس صاحب حل الإشكال را زير سؤال بردهاند ، آراء موجود در كتاب ابن غضائرى را معتبر نمىدانند . مرحوم آيت اللّه خوئى
هامش
( 1 ) . اخبارىگرى گرايش به پذيرش احاديث بدون درگير شدن جدى با اسناد احاديث است .