( م 1414 ه ) از اين گروه است . « 1 » اگرچه ايشان در لابهلاى بحثهاى رجالى در معجم رجال الحديث از كلمات ابن غضائرى استفادههايى كرده است .
دستهء چهارم ، بين تضعيفات وى و توثيقات او تفصيل قائل شدهاند . ايشان تضعيفات ابن غضائرى را معتبر ندانسته و توثيقات او را معتبر دانستهاند .
در مجموع مخالفان آراء ابن غضائرى به چهار دليل استناد كردهاند كه عبارتاند از :
1 . نسخهء رجال ابن غضائرى به سند معتبر بهدست ما نرسيده است .
نجاشى كه در مقام گزارش كتابها و تصنيفات اماميه همچنين شيخ طوسى بوده ، هيچ كتاب رجالى به حسين بن عبيد اللّه غضائرى يا فرزند وى ، احمد ، نسبت نداده و همچنين شيخ طوسى چنين نسبتى نداده است . حتى علامه حلى در اجازات و طرق خود به كتابها براى اين كتاب طريقى نياورده « 2 » و ابن طاووس - چنانكه گذشت - تصريح كرده كه از بين پنج كتاب اصلى كه جمعآورى كرده ، تنها رجال ابن غضائرى به سند متصل بهدست او نرسيده است .
2 . ابن غضائرى براساس اجتهاد خويش به تضعيف راويان پرداخته است .
توضيح آنكه : مشهور در قبول رأى علماى رجالى ، پذيرش آراء ايشان از باب حجيت خبر واحد در موضوعات و يا از باب حجيت رأى خبره است . بديهى است در مورد اول ، حسى بودن خبر و در مورد دوم ، خبرويت - براساس معيارها و مبانى پذيرفته شده - به عنوان شرط مطرح است . بنابراين اجتهاد شخصىاى كه اين شرايط را دارا نباشد و مستند به معيارهاى عمومى شرايط راويان و راههاى احراز آنها نباشد ، قابل پذيرش نيست .
وحيد بهبهانى ( م 1206 ه ) ضمن اشاره به اين اجتهادات و حدسهاى شخصى كه از سوى برخى رجاليون اعمال شده است ، رجال ابن غضائرى را نيز از اين دسته
هامش
( 1 ) . معجم رجال الحديث ، ج 1 ، ص 102 .
( 2 ) . همانجا .