تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آشنايى با كتب رجالى شيعه ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
أبو الهدى كلباسى ( م 1356 ه ) در كتاب سماء المقال ، اين دو نكته را اين‌گونه بيان كرده است : اولا ، از بررسى عبارتهاى غضائرى روشن مىشود كه او رواياتى را كه ناقل معجزات و كرامات بوده ، غلو مىدانسته است و اگر از فردى روايتى را مىديد كه با اعتقاد او موافق نبود ، ترديدى به خود راه نمىداد كه محتواى روايت ، غلو و راوى آن ، دروغگو و افتراپرداز است و بىدرنگ حكم بر ضعف و دروغگويى وى مىكرد . علت بىاساس بودن داورى وى دربارهء بسيارى از راويان همين است و اين روش از سخنان او دربارهء راويان كاملا پيداست ، مثلا دربارهء سليمان ديلمى مىگويد : « او غالى و دروغگو بوده است » « 1 » و دربارهء عبد الرحمان بن أبى حماد مىگويد : « او جدّا ضعيف و روايت او غيرقابل اعتماد است و از مذهب غاليان پيروى مىكند » . « 2 » به روشنى پيداست كه انگيزهء او از تضعيف ، غلوّى بوده كه در آنها مىانگاشت . « 3 » دربارهء سهل بن زياد گفته است كه : « او ضعيف و داراى روايات و مذهبى فاسد بوده و أحمد بن محمّد بن عيسى قمى او را از قم بيرون كرده است » . « 4 » روشن است كه منشأ اين اوصاف همان است كه نجاشى از أحمد بن محمّد بن عيسى قمى نقل كرده كه وى دربارهء سهل بن زياد حكم به غلو و كذب داده و او را از قم بيرون كرده است . ثانيا ، به‌نظر مىرسد كه ابن غضائرى بر انديشه‌هاى مذهبى خود غيرت مىورزيده و از آنها به‌شدت دفاع مىكرده است و هرگاه چيزى از حيث دينى در نظر او ناخوشايند بود در اظهار تبرّى و طرد ناقل آن ، از حد مىگذشت و در اين شرايط لعن و طعن و دشنام و رسوايى از قلم وى بر سر راوى مىباريد و عبارات وى
هامش
( 1 ) . كتاب الرجال ، ص 118 ، رقم 192 . ( 2 ) . همان ، ص 80 ، رقم 98 . ( 3 ) . همان ، ص 57 ، رقم 45 . ( 4 ) . همان ، ص 66 ، رقم 65 .