غضائرى معرفى كرده ، « 1 » و شيخ در الفهرست تصريح كرده كه حسين بن عبيد اللّه راوى اوست . « 2 »
بنابراين مراد از ابن غضائرى همان أحمد بن حسين است و حسين بن عبيد اللّه يعنى پدر به ابن غضائرى شناخته نمىشود . « 3 » اما از بين رفتن كتابهاى ابن غضائرى توسط ورثهء وى ، دلالت بر عدم دسترسى ديگران به آراء وى ندارد ؛ چهآنكه تنها دربارهء فهرستهاى او تصريح به عدم استنساخ شده و دربارهء ساير كتابها ، تنها نابودى آنها را - بنا به حكايتى - به ورثه نسبت مىدهند و اين ، وجود نسخههايى از اين كتابها نزد ديگران را انكار نمىكند . « 4 »
3 . دستيابى به كتاب الرجال . ابن طاووس حلى ( م 673 ه ) به عنوان اولين كسى كه اقدام به جامعنويسى در رجال كرد ، پنج كتاب مهم رجالى متقدم ، يعنى چهار كتاب رجال كشى ، رجال طوسى ، الفهرست طوسى ، رجال نجاشى به اضافهء رجال ابن غضائرى را گرد آورد و به سال 644 ه تأليف كتاب را به پايان رسانيد ، اما اين كتاب بهدست ما نرسيد و تنها استخراجهايى از آن باقى ماند . از جملهء اين استخراجها كتاب الرجال مورد بحث است كه شيخ عبد اللّه شوشترى ( م 1021 ه ) آن را جداگانه از اصل كتاب استخراج كرد و نسخههايى از آن نيز هماينك وجود دارد .
پس از سيد بن طاووس ، شاگرد وى علامه حلى ( م 726 ه ) و ابن داود در كتاب رجالش ( تأليف شده در سال 707 ه ) ، منقولات ابن طاووس را از ابن غضائرى در كتابهايشان نقل كردند . « 5 » سپس مولى عنايت اللّه قهپائى شاگرد شيخ عبد اللّه
هامش
( 1 ) . همان ، ص 67 ، رقم 25 .
( 2 ) . الفهرست طوسى ، ص 77 ، رقم 97 .
( 3 ) . براى آشنايى بيشتر با تفصيل اين ادله رجوع كنيد به : سماء المقال ، ج 1 ، ص 18 - 22 .
( 4 ) . الرسائل الرجاليه ، ج 2 ، ص 400 .
( 5 ) . نسخهء شيخ عبد اللّه شوشترى از رجال ابن غضائرى را استاد سيد محمّد رضا حسينى جلالى تحقيق نموده و مستدركى نيز براساس منقولات علامه حلى و ابن داود و ديگران بر آن افزوده است و مركز تحقيقات دار الحديث آن را منتشر كرده است .