سؤال را به ذهن مىرساند كه ارتباط اين دو كتاب با يكديگر چگونه است ؟ آيا يكى از ديگرى استفاده كرده است يا خير ؟ آيا يكى ناظر بر ديگرى و نقد آن است يا خير ؟
با مراجعه به اين كتاب نكات زير بهدست مىآيد كه در پاسخگويى به اين سؤالات راهگشاست :
نكته اول : ابن داود از علامه حلى در بخش اول كتابش نام برده ، او و پدرش را ستوده ، و صاحب تصنيفات بسيار و رئيس اماميه در معقول و منقول دانسته است . « 1 »
نكته دوم : ابن داود اشتباهات مختلفى را به نقل از « بعض الأصحاب » و « بعض أصحابنا » بيان كرده و درصدد تصحيح آنها درآمده است . همهء اين اشكالات در خلاصة الاقوال وجود دارد و رأى مختار علامه حلى است . اين اشتباهات غالبا در دو حيطه ضبط كلمات و نسب اشخاص است . براى مثال در ضبط كلمات ابن داود در ترجمه زرّ بن حبيش تصريح مىكند كه « بعض الأصحاب » نام او را « حبيس » ضبط كردهاند و اين اشتباه است . « 2 » ضبط نام اين شخص در خلاصة الاقوال « الحبيس » آمده است . « 3 »
نمونه تصحيح اشتباه در نسبت و توضيح آن در ترجمه داود بن ابى زيد ديده مىشود . ابن داود در ترجمه اين شخص تصريح مىكند كه نام ابو زيد ، « زنكان » بوده نه « زنكار » كه برخى اصحاب گفتهاند . « 4 » علامه حلى نام اين شخص را زنكار دانسته است . « 5 »
با توجه به نكات فوق ، چنين به نظر مىرسد كه ابن داود رجال خود را پس از كتاب خلاصة الاقوال علامه حلى نوشته است . علاوه بر اين نكات منقولات ابن داود از
هامش
( 1 ) . رجال ابن داود ، تحقيق محمد صادق آل بحر العلوم ، ص 78 ، رقم 466 .
( 2 ) . همان ، ص 97 ، رقم 63 .
( 3 ) . خلاصة الأقوال ، ص 853 ، رقم 440 .
( 4 ) . رجال ابن داود ، تحقيق محمد صادق آل بحر العلوم ، ص 89 ، رقم 58 .
( 5 ) . خلاصة الاقوال ، ص 142 ، رقم 391 .