گروه راويان بخش مجزايى اختصاص داده است .
علامه حلى در توثيقها و تضعيفها براساس مبانى مختلفى عمل نموده است كه عبارتاند از :
1 . اعتماد بر توثيق و تضعيفهاى رسيده از پيشينيان : همانطور كه گفتيم علامه حلى در ارائه اطلاعات و داوريهاى رجالى غالبا بر كتابهاى مشايخ سهگانه رجالى شيعه يعنى كشى و شيخ طوسى و نجاشى اعتماد نموده و از كتابهاى آنان نقلقول و استنباط كرده است . استفاده از اين كتابها گاه با تصريح و نام بردن مصدر و گاه بدون تصريح بهنام مصدر صورت گرفته است . علاوه بر كتب كشى و شيخ طوسى و نجاشى ، در اين كتاب ، رجال برقى ، رجال ابن غضائرى ، رجال عقيقى و ابن عقده نيز مورد استفاده قرار گرفته است و علامه از آنها نقل قول كرده است . « 1 »
بدينترتيب مبناى علامه حلى پذيرفتن توثيقات و تضعيفات رسيده از ابن غضائرى و ابن عقده و اعتماد بر آنها بوده است .
2 . وكالت از امام معصوم ، ملازم با عدالت دانسته شده است . بر اين اساس كه ائمه ( عليهم السلام ) افراد فاسق را وكيل خود قرار نمىدهند .
3 . ترحم يكى از معصومين بر شخصى نشانه وثاقت است : مراد از ترحم ، گفتن عبارت « رحمه اللّه » يا تعبيرى مانند آن هنگام ياد كردن از شخص مرحوم است .
4 . كثرت روايت مشايخ حديث از راوى ، نشانه وثاقت اوست . براى مثال علامه حلى على بن محمد بن قتيبه نيشابورى را به دليل نقل زياد كشى از او و اعتماد كشى بر او ثقه دانسته است .
5 . شهادت راوى به همراه يكى از ائمه و يا حضور وى با ايشان در جنگها نشانه وثاقت راوى است . علامه حلى در بسيارى از موارد كسانى را كه با پيامبر ( صلى اللّه عليه و آله ) يا با امير المؤمنين ( عليه السلام ) در جنگ شركت داشتهاند و
هامش
( 1 ) . به دليل همين نقلقولها و استفاده از كتب اوليه رجالى است كه اين كتاب از اصول ثانويه رجالى بهشمار مىرود .