توثيق يا مدح نيز ندارند ، در ضمن راويان قابل اعتماد ذكر كرده است .
6 . وجود فضايل در شخص راوى نشانهء وثاقت اوست . در بخش اول كتاب ، افرادى بهعنوان معتمد نزد علامه وجود دارند كه دربارهء آنان فقط عنوان « فاضل » يا امثال آن بهكار رفته و مدح ديگرى ندارد و ظاهرا علامه بهواسطهء اين فضايل بر ايشان اعتماد كرده است .
7 . نقل روايات مدح راوى توسط مشايخ و بزرگان رجالى نشانهء وثاقت راوى است ؛ براى نمونه ، علامه حلى ، احمد بن ابراهيم ، ابو حامد مراغى را به اين علت كه دربارهء او مشايخ ، روايت مدح نقل كردهاند در بخش معتمدين نام برده است . گرچه اين روايت از نظر سند ضعيف است اما علامه حلى نقل اين روايت توسط مشايخ را شاهد بر اعتماد مشايخ بر او و جبرانكننده ضعف سند روايت گرفته است و راوى را در بخش اول نام برده است .
8 . اصالة العداله : به اين معنى كه اصل و قاعده اولى دربارهء هر مؤمنى كه دربارهء او ذمى نرسيده باشد ، عدالت اوست . برخى ادعا كردهاند كه علامه حلى قائل به اصالة العداله است . ادعا شده كه علامه حلى براساس مبناى فقهى خودش هر مسلمانى كه فسق و خلاف شرع از او گزارش نشده باشد را عادل مىداند و اين اصل و قاعده تا زمانى كه فسقى گزارش نشود بر راوى صادق است .
اما با تتبع در كتب علامه حلى روشن مىشود كه نسبت دادن اين مبنا به علامه قابل اثبات نيست .
9 . هركس از فرقهء اماميه نباشد قابل اعتماد نيست . مگر آنكه توثيق خاص حاصل و دليل قطعى بر وثاقت او باشد و نتواند از اين قاعده عدول كند . در موارد بسيارى علامه حلى به قابل اعتماد نبودن غير اماميان تصريح كرده است .
گذشته از مسئله نظامبندى كتاب براساس جرح و تعديل و مبناى علامه حلى در توثيق و تضعيف ، تعيين ضبط و شيوه تلفظ اسامى بسيارى از راويان از امتيازات اين كتاب بهشمار مىرود . علامه حلى چهارده سال پس از تأليف اين كتاب ، ايضاح الاشتباه را در موضوع ضبط اسامى راويان نگاشته است . اما گاه ضبط يك نام در اين
آشنايى با كتب رجالى شيعه ( فارسى ) — صفحة 156
مساهمون: محمد كاظم رحمان ستايش
ص١٥٦