آنچه مسلم است آنكه ، مراد از « شيخ فاضل » شخصيتى علمى و بزرگ در آن زمان بوده كه برجستگى خاصى در عصر خويش داشته است . اما قراين خاصى براى تعيين اين شخصيت وجود ندارد . مگر آنكه با توجه به جايگاه شيخ مفيد حدس زد تعبير شيخ طوسى در عبارت گذشته به وجوب حق شيخ فاضل بر شيخ طوسى ، شاهد بر اراده كردن شيخ مفيد شمرده شود . شاهد ديگر ذكر نام اين كتاب در فهرست تأليفات شيخ طوسى در كتاب رجال نجاشى است كه مؤلف آن به سال 450 ه فوت كرده است و تأليف اين كتاب ، سالها قبل از وفات وى پايان يافته است . لذا احتمالا بايد الفهرست شيخ طوسى ، قبل از 413 ه سال وفات شيخ مفيد ، به پايان رسيده باشد . و در آن عصر كس ديگرى غير از مفيد چنان شأنى كه از تعبير شيخ طوسى استفاده مىشود ، نداشته است .
به علاوه تعبير شيخ طوسى در جاهاى مختلف از تأليفاتش به « شيخ » يا « شيخ ما » و اراده كردن شيخ مفيد از آنها ، شاهد بر اين امر دانسته شده است .
از سوى ديگر اگر شيخ طوسى مقدمه كتاب را پس از اتمام كتاب نوشته باشد مراد از شيخ فاضل نمىتواند شيخ مفيد باشد ، زيرا تاريخ اتمام تأليف كتاب رجال طوسى قطعا پس از وفات شيخ مفيد بوده است ( با توجه به شرححال كسانى كه پس از شيخ مفيد مىزيستهاند و تاريخ وفات آنها ذكر شده است ، مثل سيد مرتضى ( م 436 ) . البته اين احتمال قوىتر است كه شيخ طوسى مقدمهء كتاب را در ابتداى تأليف نگاشته است ( چنانكه از شواهد عبارتى مقدمه قابل استفاده است ) لذا از شيخ مفيد با تعبير دعاى به دوام تأييد نام برده است . هرچند كه شيخ طوسى نام شيخ مفيد را در متن الفهرست آورده و گزارش از وفات او هم آورده است . « 1 »
البته باز اين مسئله وجود دارد كه تعبيرات مقدمه الفهرست با توجه به آنكه سن شيخ طوسى هنگام وفات شيخ مفيد ، 28 سال بيشتر نبوده ، تناسبى با شيخ مفيد كه در آن عصر در جلالت قدر كامل بوده ، ندارد .
البته شيخ طوسى كتابهاى الرجال ، و الجمل و العقود را نيز به درخواست شيخ فاضل نوشته است . شيخ آقا بزرگ تهرانى در كتاب الذريعة الى تصانيف الشيعه از بعضى نسخههاى قديمى كتاب الجمل و العقود نقل مىكند كه مراد از شيخ فاضل ، قاضى
هامش
( 1 ) . الفهرست طوسى ، مكتبة المحقق الطباطبائى ، ص 445 ، ش 711 .