را در پيش گرفته است و بدين منظور از مشيخهنويسى استفاده كرده است . به اين معنا كه وى در كتاب حديثى خود اسناد را بهصورت كامل نمىآورد بلكه سند را به صورت معلق از صاحبان كتب شروع مىكند و لذا سند موجود در كتب حديثى او به سبب آنكه طريق شيخ طوسى به صاحبان كتب بيان نشده و سند از نام صاحب كتاب آغاز مىشود معلق است و در عوض براى رفع اين تعليق شيخ طوسى طريق خود را به صاحبان كتبى كه از آنها استفاده كرده در مجموعهاى جدا از احاديث گرد آورده است . اين مجموعه كه در واقع بيانگر طرق شيخ به منابع مورد استفاده اوست مشيخه نام دارد .
از اين سخنان وجه اشتراك مشيخه شيخ طوسى و كتاب الفهرست او روشن شد و مشخص گرديد كه هردو كتاب الفهرست و المشيخه مشتمل بر طرق شيخ طوسى تا صاحبان كتب هستند و از اين دو در واقع اين دو كتاب تكميلگر يكديگرند و لذا چنانچه طريق شيخ طوسى به كتابى در اين دو متفاوت باشد اين مسئله حاكى از آن است كه شيخ طوسى به آن كتاب از دو جهت طريق داشته است و لذا اين دو طريق معادل يكديگرند .
حال با توجه به اين نكته و نيز بهدليل اينكه شيخ طوسى در مشيخه تهذيب الاحكام و الإستبصار به كتاب الفهرست ارجاع داده و طرق مشيخه را تنها برخى از طريقهاى خود معرفى كرده است ، مىتوان طرق ضعيف مشيخه را با طرق صحيح الفهرست و برعكس عوض كرد و بدينترتيب چنانچه ضعفى از نظر ضعف طريق شيخ طوسى در مشيخه متوجه حديثى باشد با اين تعويض سند مىتوان مشكل آن را حل كرد . اين كار را اصطلاحا تعويض سند يا تبديل سند مىگويند .
7 . كتابهاى تدوينشده بر محور الفهرست . بسيارى از عالمان رجالى پس از شيخ طوسى به كتاب وى توجه نشان دادند و به تعليقه زدن يا ترتيب يا شرح اين كتاب پرداختند و اين گوياى اهميت اين كتاب است . اينك اين كتابها را از نظر مىگذرانيم .
1 . معالم العلماء . مؤلف اين كتاب رشيد الدين ، محمّد بن على بن شهرآشوب مازندرانى ( م 588 ه ق ) است كه خود وى تصريح كرده كه كتاب معالم العلماء را
آشنايى با كتب رجالى شيعه ( فارسى ) — صفحة 109
مساهمون: محمد كاظم رحمان ستايش
ص١٠٩