ترتيب مهنه و كوفن خوانده مىشوند . استخرى ، جيهانى و ابن حوقل 169 از ابيورد به مثابه يكى از شهرهاى درجه دوم خراسان نام مىبرند و بجز فاصلهء موجود بين آن با مرو و سرخس اطلاع ديگرى به دست نمىدهند و اطلاعات ارائه شده توسط ساير كتابهاى تاريخى و جغرافيايى نيز دربارهء اين شهر ناكافى است . حدود العالم نوشته است : « باورد - اندر ميان كوه و بيابان است . جايى بسيار كشت و برز و همايى درست و مردمانى جنگى » 170 .
نام شهر در متون دوران اسلامى به شكلهاى ابيورد و باورد آمده است . قزوينى معتقد است كه اين شهر توسط باورد پسر گودرز بنا شده 171 و ياقوت مىنويسد برطبق داستانهاى ايرانى ، كيكاوس سرزمينهاى بين نسا و سرخس را به باورد پسر گودرز بخشيد و وى در آنجا شهرى بنا كرد 172 و خود ياقوت نيز از هردو نام ابيورد و باورد براى ناميدن شهر استفاده كرده است 173 .
در ميان محققان معاصر لسترنج محل ابيورد را در خاوران مىداند و مىنويسد در گذشتهها ابيورد با نام خاوران يا خابران شناخته مىشده و مركز آن مهنه يا ميهنه بوده است 174 . آنچه لسترنج در اينباره گفته به نظر مىآيد براساس نوشتههاى مقدسى در مورد مهنه باشد كه آن را مركزى كوچك از ابيورد دانسته كه داراى ديوارى دفاعى و مسجدى مخروبه نيز بوده است 175 . نظر لسترنج دربارهء تطبيق مهنه با ابيورد درست نيست ؛ زيرا طبق نوشتههاى تاريخى و جغرافيايى ميهنه مركز خابران يا خاوران بشمار مىرفته است .
قزوينى در كتاب خود ، آثار البلاد از ابيورد و خاوران مانند دو واحد جغرافيايى جدا از هم سخن مىگويد . همين قزوينى نوشته است كه خاوران ناحيهاى پررونق در خراسان بوده و هيچ مدركى دال بر تطبيق اين محل با ابيورد ارائه نمىدهد 176 . مستوفى قزوينى نيز دو طول و عرض جغرافيايى جداگانه براى خاوران و ابيورد داده است . او نوشته :
« ابيورد از اقليم چهارم است طولش از جزاير خالدات هح م و عرض از خط استوا لزكه » 177 و : « خاوران از اقليم چهارم است طولش از جزاير خالدات صه و عرض از خط
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 297
مساهمون: منصور سيد سجادى
ص٢٩٧