استوا م م شهرى وسط است و درو باغستان فراوان و آب بسيار و روان و حاصلش غله و ميوه باشد قصبه مهيمنه كه مقام شيخ ابو سعيد ابو الخير بوده قدس اللّه سره و او آنجا آسوده است از توابع خاوران بوده است » 178 . آنچه حدود العالم در اين رابطه نوشته مهمتر است : « ميهنه - شهركى است از حدود باورد و اندر ميان بيابان نهاده » 179 و بالاخره ياقوت نوشته ميهنه يكى از مراكز خابران است كه ميان ابيورد و سرخس واقع شده و در توصيف خابران اشاره دارد كه منطقهاى است ميان سرخس و ابيورد با روستاهاى مخروبهء بسيار 180 . كليهء اين شواهد تاريخى نشان مىدهند كه ابيورد و خاوران و مركز آن ، ميهنه 181 واحدهاى جغرافيايى جدا از يكديگر هستند ؛ بنابراين نظر لسترنج دربارهء يكى بودن آنها صحيح به نظر نمىرسد .
ابيورد اهميت زيادى نداشته و به نظر نمىآيد نقش عمدهاى در خراسان داشته و از نظر اهميت پس از نسا و سرخس مىآمده است . اين نكتهء به خصوص از كمبود اطلاعات تاريخى و جغرافيايى از سوى مورخان بجز مقدسى ، تائيد مىشود . مقدسى دربارهء اين شهر نوشته است كه اين شهر يك ديوار دفاعى مخروبه و مسجدى در بازار داشته است 182 . دربارهء محل و موقعيت جغرافيايى اين شهر ، احمد رنجبر با استناد به نوشتههاى لسترنج آورده كه ابيورد دوران اسلامى قابل تطبيق با روستاى محمد آباد در مشرق نساست 183 و بارتولد محل آن را روستاى كوچكى در 110 ورستى عشق آباد نوشته اما اشاره نمىكند آيا نام اين روستا همان ابيورد باستانى است يا امروزه با نام ديگرى خوانده مىشود 184 .
2 . 5 . مراكز روستايى
ابيورد داراى رباط بزرگى بوده كه چهار دروازه و يك ديوار دفاعى داشته و به نام كوفن خوانده مىشده است . گفته مىشود طول اين رباط يك فرسخ بوده و داخل آن مسجد بزرگ و آبانبارها و دو چشمه و يك كاريز نيز وجود داشته 185 و توسط عبد اللّه بن طاهر در سدهء سوم هجرى بنا شده است 186 . به نظر مىآيد ابيورد روستاها و