زيرنويسهاى فصل ششم
شرح
( 1 ) مقدسى ، 450 .
( 2 ) لسترنج : 430 .
( 3 ) بلاذرى : 161 ؛ ثعالبى : 307 ؛ استخرى : 213 ؛ ابن حوقل : 176 ؛ جيهانى : 168 ؛ يعقوبى ، البلدان : 67 ؛ ياقوت ، معجم ، ج 2 : 112 ؛ ناصر خسرو : 122 ؛ مستوفى : 122 .
براى شكل مرورود ، نك : استخرى : همانجا و مقدسى : 434 و براى مرود ، نك :
حدود العالم : 93 . در دورههاى جديدتر ، اين شهر با نامهاى مروچاق ( تذكرة الملوك :
79 ) و مرو كوچك و مرو چاق ( « در دورهء صفوى » مرعشى ، مجمع التواريخ : 27 ؛ زيرنويس شمارهء 1 ) و مرو بالا و بالامرغاب ( لسترنج : 431 ) نيز شناخته شده است .
دربارهء بالامرغاب لازم به تذكر است كه بالامرغاب دورهء صفويه غير از مروچاق بوده كه حاكم خود را داشته است ( تذكرة الملوك : همانجا ) .
( 4 ) ماركوارت ، ايرانشهر : 151 .
( 5 ) مقدسى دربارهء نسبت دادن اين شهر به يك ناحيه يا مادر - شهر ترديد دارد . او علاوه بر مرورود و سرخس همين مشكل را در ارتباط با غرج شار نيز دارد . او مرورود را تنها به خاطر آنكه مرو از مهمترين و شريفترين شهرهاى ايران بوده است به اين شهر دومى منسوب كرده است ( المقدسى : 244 ) . درهرحال ، اگر چه اين شهر به مرو منسوب است اما در دورههاى اخيرتر ؛ يعنى دوران صفويه شهركى مستقل از مرو و منتسب به هرات بوده است ( تذكرة الملوك : 79 ) . مينورسكى در يادداشتى نوشته است كه منطقهء هرات از سوى شمال ، تمام سرزمينهاى كرانهء جنوبى مرغاب را شامل مىشده است و به سخن