تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
نويسندگان مسلمان ، نك : گروسه ، امپراطورى صحرانوردان ، به‌ويژه فصل سوم تركان و اسلام .
شرح
( 61 ) « ماروكا يا ماروكه اسم مرو شاهجان است » اعتماد السلطنه ، 108 . ( 62 ) « مرغبلوس » مىتواند تحريف شدهء نام فارسى باستان مارگو باشد . ( 63 ) ياقوت ، معجم : 183 . ( 64 )به مرو و نشابور و بلخ و هرى * فرستاد بر هرسويى لشكرى سوى طالقان آمد و مرورود * سپهرش همى داد گفتى درود( 65 ) حدود العالم ، 49 . ( 66 ) تهمورث نام پسر هوشنگ يكى از پادشاهان پيشدادى است و طبق شاهنامه 30 سال سلطنت كرده است ( شاهنامه ، ج 1 : 22 - 24 ) . در جاهاى مختلف در اوستا ( يشت‌هاى 15 و 19 و 13 نام تهمورث( Taxma - Urupa )آمده است . نام اين شاه بعدها در اسطوره‌هاى ايران به شكل دربندكنندهء ديوان ( تهمورث ديوبند ) درآمد و طبق سنت‌هاى مذهبى ايرانى نيز چنين است و طبق اوستا ، تهمورث اهريمن را براى 30 سال زندانى كرد ( يشت 19 « رضى ، ج 1 : 343 » ) . در ميان اختراعات و اكتشافات نسبت داده شده به تهمورث يكى هم اختراع خط است كه ظاهرا وى از ديوان آموخته است ؛ ( پورداود : 114 - 116 ) :نبشتن به خسرو بياموختند * دلش را به دانش برافروختند نبشتن يكى نه كه نزديك سى * چه رومى چه تازى و چه پارسى چه سغدى چه چينى و چه پهلوى * نگاريدن آن كجا بشنوى( 67 ) ذو القرنين « كسى كه دو شاخ دارد » واژه‌اى قرآنى است . اين شخصيت اسطوره‌اى را بسيارى از كسان با اسكندر مقدونى يكى مىدانند اما طبق نظر بسيارى ديگر وى
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 224 | منصور سيد سجادى