كوروش بزرگ است . در ميان اين گروه دانشوران دومى مىتوان از ابو الكلام آزاد نام برد كه معتقد است كه ذو القرنين كوروش است و نه اسكندر ( ابو الكلام آزاد ، كوروش كبير ، ذو القرنين ، ترجمهء باستانى پاريزى ، تهران 1371 ) .
شرح
( 68 ) قهندز و قندوز و قدز شكلهاى عربى شدهء واژهء كهندژ است . قهندز يا كهندژ قسمت اصلى و قديمى شهرهاى فلات ايران بوده است و در حقيقت هستهء اصلى و مركزى شهر را تشكيل مىداده است . اين اصطلاح بعدها جاى خود را به قلعه يا دژ داده است كه با تركيب با نامى ديگر به شكل نام خاص روستا يا مركزى درآمده است و در ايران نمونههاى بسيار زيادى از اين تركيب اسمى وجود دارد .
( 69 ) شارستان بخش مسكونى شهر و در حقيقت به همان معناى شهر بوده است كه ابتدا در اطراف كهندژ ساخته مىشده و داراى ديوار دفاعى بوده است .
( 70 ) « گويند كى قهندز را طهمورث بنا كرد و شارستان را ذو القرنين در هامونى نهاده كى در حدود آن هيچ كوه نبيند » . استخرى ، 205 .
( 71 ) ابن حوقل ، همانجا .
( 72 ) « و اما مرو الشاهجان فانها كوره القديمه رسمها السكندر . . . و لما هم طهمورث ببناء قهندز القصبه » المقدسى ، 237 . دربارهء ساختمان كهندژ مرو داستانى وجود دارد كه برطبق آن افسانهء تهمورث پيش از آغاز ساختن كهندژ كه با نيروى هزار كارگر بنا كرد ، ابتدا بازارى در كنار محل ساختمان كهندژ درست كرد كه درآن همهگونه مواد غذايى و وسايل زندگى وجود داشت . به اين ترتيب كارگران ساختمانى پس از پايان كار روزانه و دريافت دستمزد خود آن پول را در بازار تهمورث خرج مىكردهاند . پس از پايان كار و محاسبهء مخارج ساختمان كهندژ مشخص شد كه كارگران تمام دستمزد دريافتى خود را بجز يك هزار دينار در آن بازار خرج كردهاند و به اين ترتيب ساختمان كهندژ تقريبا رايگان تمام شد ( قزوينى ، 222 و مقدسى ، 433 - 434 ) .
( 73 ) در سدههاى نخست دوران اسلامى هنوز داستانهاى ديوان و ساختمان كهندژ مرو از سوى تهمورث بر سر زبانها بود . قزوينى ( همان اثر 222 ) مىنويسد كه ابو اسحاق