طالقانى روايت مىكرد كه در مرو مسجدى بود كه در گوشهاى از قلعه در نزديكى آب رزيق وجود داشت . روزى كه وى با عبد اللّه بن مبارك در آنجا مشغول صحبت بود قسمتى از ديوار قلعه كهنه فروريخت و در اين فروريزى چند جمجمه و چند دندان نيز بر زمين فروريخت ، وى دو عدد از اين دندانها را براى توزين به دكانى برد اما دكاندار با ديدن آن دندانها از ترس به خود لرزيد و گفت كه اين دندانها متعلق به ديوان نيرنگباز است و از توزين آنها امتناع كرد و خود ابو اسحاق شخصا دندانها را توزين كرد كه وزن هركدام از آنها تقريبا دو من بود .
شرح
( 74 ) مستوفى ، 156 .
( 75 ) ثعالبى ، 259 .
( 76 ) در سدهء گذشته اعتماد السلطنه نوشته است كه اسكندر در مرو توقف كرد و آنجا را اسكندريهء مرغيانه خواند . پس از اسكندر ، آنتيوخوس شهر را مجددا ساخت و نام آنتيوخيا مرگيانا را بر آن نهاد ( اعتماد السلطنه ، 73 ) . برخى از ديگر نويسندگانى كه ساختمان كهندژ را به تهمورث و ساختمان شهر را به اسكندر نسبت دادهاند عبارتند از منهاج السراج ( همان اثر ، ج 1 : 138 : « تمامت ملك دنيا در تصرف او ( تهمورث ) آمد و شهرها بنا كرد چون قهندز مرو در خراسان » ، ابن بلخى ( همان اثر ، 28 ) : « كهندز مرو را او ( تهمورث ) بنا كرد » ، بلعمى ( همان اثر ، ج 2 : 700 ) : « اسكندر به خراسان شهرها بنا كرد چون قهندز مرو و سمرقند » ، حافظ ابرو : « مرو از شهرهاى قديم خراسان است و در هامونى افتاده از هيچ طرف كوه ننمايد و قهندز آن طهمورث بنا نهاده است و ربض شهر مقدار يك فرسنگ در يك فرسنگ و اسكندر رومى ساخته است » . احمد رنجبر در ميان سازندگان و بانيان مرو با استناد به مستوفى قزوينى نامى هم از ارد برده است كه ظاهرا اسيران رومى را به آنجا فرستاده تا در ساختمان شهر شركت كنند ؛ همانند كارى كه بعدها شاپور اول دربارهء شهر گندىشاپور انجام داد ( رنجبر ، همان اثر . 229 - 230 ) .
( 77 ) مستوفى ، 156 - 157 .
( 78 ) تفضلى ، 335 .