تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
رفته‌اند ، ظاهرا در آخر دوران ساسانيان در آنجا دار الترجمه‌اى درست شده بوده است 150 . چنان‌كه ديديم ، مرو به خاطر موقعيت خاص استراتژيك و جغرافيايى خود به صورت يكى از محل‌هاى عبور و مرور مليت‌ها و افراد مختلفى از سرزمين‌هاى گوناگون درآمد . مرو در نخستين سده‌هاى دوران اسلامى نه تنها اين موقعيت ويژهء خود را حفظ كرد بلكه آن را تقويت نيز كرد و چنين شد كه شهر نه تنها از نظر تجارى و بازرگانى رونق بيشترى يافت بلكه به خاطر عبور و مرور بازرگانان ، سياحان و عالمان به صورت مركز برخورد فرهنگ‌ها ، آيين‌ها و زبان‌هاى مختلفى نيز گرديد و اين وضعيتى بود كه در دوران پيش از اسلام نيز از آن برخوردار بود . پس از استقرار مسلمانان در اين شهر ، برترى طبعا با آيين جديد بود كه در كليهء جنبه‌هاى اجتماعى و فرهنگى خود ( بجز اعتقادات ) با قوانين و رسوم و سنت‌هاى فرهنگى ديگر به‌ويژه ايرانى مخلوط شد و رسمى نو پىافكند 151 . اين اختلاط البته به صورت طبيعى و با كندى در جامعه صورت مىگرفت ، روشنفكران و متفكرانى بودند كه در تبيين اين رسوم و فرهنگ جديد و سرعت بخشيدن به گسترش آن تأثير فراوان داشتند و البته يكى از ابزارهاى موجود و لازم براى آنان كتاب بود كه در كتابخانه‌ها نگاهدارى مىشد . از سوى ديگر سنت اسلامى مبنى بر تشويق آموزش افراد و يادگيرى دانش در هرشرايطى ، وجود كتابخانه‌ها را براى هرمركز اسلامى لازم مىساخت و چنين بود كه در شهرهاى اسلامى و تقريبا در كنار هرمسجد مهمى كتابخانه‌اى نيز وجود داشت كه كتاب‌هاى آن لزوما و تنها در مقولات مذهبى منحصر نمىشد بلكه كليهء علوم زمان را دربر مىگرفت . مرو به مثابه يك شهر اسلامى نمىتوانست از اين سنت و قاعدهء كلى بر كنار باشد و اگر چه شمارهء كتابخانه‌هاى آن احتمالا با برخى ديگر از شهرهاى اسلامى و ايرانى چون بغداد ، نيشابور ، رى و احتمالا هرات برابرى نمىكرد اما درهرحال از بسيارى شهرهاى مهم ديگر بيشتر بود . لسترنج با تكيه بر نوشته‌هاى ياقوت به اهميت اين كتابخانه‌ها اشارتى دارد و مىنويسد ياقوت براى نوشتن دايرة المعارف عظيم خود چندين سال در