خود مىتواند يكى از مهمترين دلائل اهميت مساجد نه تنها در زندگانى روحانى و مذهبى مردم بلكه در روابط اجتماعى و فرهنگى نيز بشمار مىرفته است 144 .
لسترنج براساس نوشتههاى تاريخى ، موقعيت و محل مساجد مرو را بازسازى كرده است . براساس تحقيقات وى ، در سدهء چهارم هجرى اين شهر داراى سه مسجد جمعه بوده است ، مسجد قلعه 145 يا مسجد بنى ماهان ، مسجد عتيق كه در مقابل دروازه سرخس قرار داشته و مسجد نو كه با نام مسجد ابو مسلم نيز خوانده مىشده و در خارج از دروازهء ماجان واقع شده بوده و با بازار بزرگ شهر مرتبط بوده است . لسترنج همچنين نوشته است كه رود ( آبراهه ) زريق از دروازهء اصلى شهر ؛ يعنى دروازهء شهرستان داخل شهر مىشده و از داخل مسجد عتيق عبور مىكرده و سپس به بركههاى بزرگى وارد و از آنجا ( با پرداخت پول ) در تمام شهر پخش مىشده است 146 .
چنان كه گفته شد ، بجز مسلمانان پيروان ساير اديان از جمله زردشتيان ، بوداييان ، نصرانيان و يهوديان نيز در مرو زندگى مىكردهاند . در نزديكىهاى شهر مرو آثار يك كليساى بزرگ نسطورى ساخته شده از خشت خام ديده مىشود كه هنوز توسط باستانشناسان مورد مطالعه قرار نگرفته است . دربارهء حضور يهوديان در اين شهر بجز نوشتههاى ديگر مورخان نوشتههاى ابن فندق نيز قابل توجه است كه براساس آن داخل شارستان مرو يك كنيسهء يهودى وجود داشته كه در زمان ملك ارسلان ارغو ابن آلب ارسلان در آنجا عبادت مىشده است 147 كه نشاندهندهء حضور جامعهء يهودى در اين شهر است 148 . حضور بوداييان نيز چنانكه پيشتر هم به آن اشاره شد به خاطر وجود بناهاى استوپاهاى آنان در اين شهر مشخص شده است 149 .
با بازگشت به مقولهء اصلى مورد بحث ؛ يعنى وضعيت محلات و بناهاى موجود آن بايد به يكى از پديدههاى مهم زندگى روشنفكرى ، پژوهشى ، فرهنگى و اجتماعى شهر نيز اشاره كرد و آن كتابخانههاى مهم و معروف اين شهر باستانى است . از آنچه جسته و گريخته در نوشتههاى مورخان آمده ، يزدگرد سوم ظاهرا در حين فرار خود به سوى مرو تعداد بسيار زيادى كتاب نيز جزو اشياى گرانبهاى خود به آن شهر برده كه بعدها از بين
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 206
مساهمون: منصور سيد سجادى
ص٢٠٦