ديگر از خصوصيات جغرافيايى آن نيز صحبت مىكند 27 .
نويسندهء آكام المرجان 28 نوشته كه مرو جزو اقليم پنجم 29 و فاصلهء آن از خط مغرب 85 درجه و از استوا 38 درجه است . نويسندهء ديگر ؛ يعنى ياقوت حموى نيز با استناد به بطلميوس همين عقيده را دارد و مىنويسد كه مرو جزو اقليم پنجم است و 67 درجه از خط مغرب فاصله دارد و فاصلهء آن از استوا 40 درجه است 30 اما خود ياقوت چند سطر بعد با استناد به ابو عون اسحاق 31 اندازههاى داده شده در بالا را تصحيح مىكند و مىنويسد كه مرو در اقليم چهارم است و فاصلهء آن از خط مغرب و از استوا 84 درجه و سه دقيقه و 37 درجه و 35 دقيقه است . حدود صد سال بعد از ياقوت ، مستوفى قزوينى نوشته است كه : « مرو از اقليم چهارم است طولش از جزاير خالدات صوز و عرض از خط استوالزم » 32 .
گفتيم برخى از مورخين و از جمله مقدسى بجز اطلاعات كلى ، دربارهء آب و هواى شهر نيز سخن راندهاند و اگر چه برخى از آنان گفتهاند كه اين شهر جاى باصفا و خوشى است 33 اما كليهء آنها متفق القولند كه داراى آب و هواى بدى است : « و هوايش متعفن است » 34 و نيز : « و فى صيف حاره رشيفته » 35 و همچنين : « و زمينش شوره و ريگزار » 36 .
شايد همين وضعيت بد آب و هوايى و ازدياد گرما ، به سبب جابهجايى بستر رودخانهها ، يا تخريب آبراهها يكى از علل متروك شدن بعدى اين شهر شده باشد .
مرو در دوران اسلامى از نظر ادارى و استانى تابع ايالت خراسان بوده است . اين ايالت طبق گفتهء جغرافىدانان دوران اسلامى به چهار بخش بزرگ مىشده كه اين تقسيمبندى يادآور سنتهاى ادارى پيش از اسلام در اينجا بوده است . هركدام از اين بخشهاى چهارگانه خود به شهرها ، شهركها و روستاهايى تقسيم مىشده است . ابن فقيه با استناد به بلاذرى تقسيمبندىهاى چهارگانهء خراسان را چنين مىنويسد :
بخش اول :
ايرانشهر ( ابرشهر [ نيشابور ] ) شامل مناطق ، شهرهاى قهستان ، طبسين ، هرات ، بوشنج ، بادغيس و طوس .
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 188
مساهمون: منصور سيد سجادى
ص١٨٨