كه به آرش داده شده و در زبان پهلوى به شكل شيپاكتير ( شيواتير ) آمده است . اين داستان كه ريشههاى اوستايى دارد ، دريشت 8 : 6 - 7 آمده است . طبرى نام آرش را به صورت ارشسياطير آورده است : « . . . آنگاه افراسياب و منوچهر صلح كردند كه تير يكى از مردان منوچهر به نام ارشسياطير هركجا رسد آنجا را حدود مملكت دانند و تجاوز از آن را روا ندارند . و بعضىها اين نام را كوتاه كردند ايرش گويند و ارشسياطير تيرى در كمان نهاد و رها كرد و نيروى بسيار داشت و تيرش از طبرستان تا رود بلخ [ جيحون ] رسيد و آنجا افتاد و رود بلخ حد تركان ، پسران طوج و پسران ايرج شد و از تير ارشسياطير جنگ ميان افراسياب و منوچهر به پايان رسيد » ( طبرى ، 1 : 289 - 290 ) .
شرح
( 10 ) موقعيت دقيق اين كوه روشن نيست اما اگر بخواهيم به روايات ايرانى توجه كنيم ، كه براساس آنها تير از رويان رها شده است ( بيرونى ، آثار الباقيه ، 334 - 335 ) بنابراين اين تير بايد از كوههاى طبرستان رها گرديده باشد . مير خواند حكايت مىكند كه آرش تير خود را از فراز دماوند رها نمود ( مير خواند ، روضه الصفا ، 554 ) . در اين صورت كوهى كه آرش از آن بالا رفته و تير خود را رها كرده ، كوه معروف دماوند است و از آنجا كه كوه دماوند جزئى از زنجيره كوههاى البرز ، كه تا مرزهاى طبرستان كشيده شده ، است بنابراين تناقضى در بين گفتههاى بيرونى و مير خواند ديده نمىشود .
( 11 ) همانند مورد بالا در اينجا نيز تعيين موقعيت دقيق اين كوه نيز مشخص نيست .
براساس اطلاعاتى كه نويسندگان و مورخان مسلمان دادهاند ، اين كوه قابل مطابقت با كوههايى است كه در كنار يكى از شاخههاى رودخانهء جيحون قرار دارد ( يشتها 2 :
ج 1 : 335 ) تقريبا تمام نويسندگان قديمى بر اين نظرند كه تير آرش به كرانههاى جيحون رسيده است اما طبق نظر مينورسكى از آنجا كه مرزهاى بين ايران و توران در زمان كىخسرو در كنارههاى هريرود واقع شده بودهاند ، بنابراين خواننت مىتواند مطابق با قلل شرقى يكى از كوههاى زنجيره كپتداغ در خراسان باشد كه در شاهنامه با نام هوماوران خوانده شده است ( رضى ، 1 : 143 به نقل از مينورسكى ) . در هرحال در شاهنامه با نام هاماوران و دشت آن برخورد شده كه محل نبردهاى بين كىكاوس و شاه