تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
تصور نيز پيش آمد كه وى قادر به انجام كارهاى خارق‌العاده و از جمله ساختمان شهرهاى بىشمارى نيز است . در اين زمينه نيز نك :
Bivar , cit . , 33
شرح
( 26 ) فراى ، ميراث باستانى ، 222 . و نيز نك : صفحات بعدى . ( 27 ) زرين‌كوب ، ايران قبل از اسلام ، 318 . از نظر كالج ( ص . 21 ) پارتىها پس از فتوحات اسكندر مقدونى از جنوب روسيه به اين سرزمين‌ها مهاجرت كرده‌اند . دربارهء اپارتى يا پارتىها هم‌چنين نك : فراى ، ميراث باستانى و 290 و نيز :Marquart , Catalougue , 52( 28 ) ابن اثير ، ج 3 : 231 ؛ زرين‌كوب ، ايران قبل از اسلام ، 331 . ( 29 ) دياكونوف ، 57 . ( 30 ) كالج ، 27 . ( 31 ) زرين‌كوب ، ايران قبل از اسلام ، 332 . ( 32 ) گوتشميد ، 86 . ( 33 ) پيوكولوسكايا ( و ) ديگران ، 54 . ( 34 ) كالج ، 55 . ( 35 ) ابن اثير ، ج 3 ، 245 . ( 36 )Herrmann , G . , Masson , V . M . , Kurbansakhatov , K . et al . , 43 .( 37 ) گيرشمن ، 308 . ( 38 ) بيانى ، 71 . ( 39 ) « . . . آن‌گاه از سواد سوى اصطخر رفت و از آن‌جا سوى سيستان و گرگان رفت و از آن‌جا آهنگ ابرشهر و مرو كرد و از آن‌جا سوى بلخ و خوارزم رفت كه مجاور خراسان بود و از آن‌جا سوى مرو بازگشت و جمعى را بكشت و سرشان را به آتشكدهء آناهيد ( بيت النار آناهيد ) فرستاد آن‌گاه از مرو سوى فارس رفت و در شهر گور مقر گرفت و فرستادگان شاه‌كوشان و شاه طوران و شاه مكران به اطاعت پيش وى آمدند » ( طبرى ، ج 2 : 584 ) . عين همين روايت در تاريخ بلعمى نيز تكرار شده است و تفاوت در آن است كه در اين