تصور نيز پيش آمد كه وى قادر به انجام كارهاى خارقالعاده و از جمله ساختمان شهرهاى بىشمارى نيز است . در اين زمينه نيز نك :
Bivar , cit . , 33
شرح
( 26 ) فراى ، ميراث باستانى ، 222 . و نيز نك : صفحات بعدى .
( 27 ) زرينكوب ، ايران قبل از اسلام ، 318 . از نظر كالج ( ص . 21 ) پارتىها پس از فتوحات اسكندر مقدونى از جنوب روسيه به اين سرزمينها مهاجرت كردهاند . دربارهء اپارتى يا پارتىها همچنين نك : فراى ، ميراث باستانى و 290 و نيز :Marquart , Catalougue , 52( 28 ) ابن اثير ، ج 3 : 231 ؛ زرينكوب ، ايران قبل از اسلام ، 331 .
( 29 ) دياكونوف ، 57 .
( 30 ) كالج ، 27 .
( 31 ) زرينكوب ، ايران قبل از اسلام ، 332 .
( 32 ) گوتشميد ، 86 .
( 33 ) پيوكولوسكايا ( و ) ديگران ، 54 .
( 34 ) كالج ، 55 .
( 35 ) ابن اثير ، ج 3 ، 245 .
( 36 )Herrmann , G . , Masson , V . M . , Kurbansakhatov , K . et al . , 43 .( 37 ) گيرشمن ، 308 .
( 38 ) بيانى ، 71 .
( 39 ) « . . . آنگاه از سواد سوى اصطخر رفت و از آنجا سوى سيستان و گرگان رفت و از آنجا آهنگ ابرشهر و مرو كرد و از آنجا سوى بلخ و خوارزم رفت كه مجاور خراسان بود و از آنجا سوى مرو بازگشت و جمعى را بكشت و سرشان را به آتشكدهء آناهيد ( بيت النار آناهيد ) فرستاد آنگاه از مرو سوى فارس رفت و در شهر گور مقر گرفت و فرستادگان شاهكوشان و شاه طوران و شاه مكران به اطاعت پيش وى آمدند » ( طبرى ، ج 2 : 584 ) .
عين همين روايت در تاريخ بلعمى نيز تكرار شده است و تفاوت در آن است كه در اين